خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست
درد ها دادی و درمانی هنوز
من همیشه چیزهایی را آرزو می کنم که در آخر من را خواهند کشت
آغشته ی آغوش توام آشفته ی عطر تنت و موهایی که مشکی بودند شب بودند
من را دار بزنید بانو فرش میبافد...
پرده ها جنگ در جبهه ی دیوار است! با ادامه ی حصر پنجره ها.
کاش من هم یک در بودم! و به رفت و آمد این همه درد عادت می کردم.
آن سوی مرز خیال ابرکی می بارد
مانده ام خیره به راهی ... که تو را چون باد برد.
به خوابم بیا دل که نمی داند رفته ای!
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست
آدمها یه روزی میرن که مهمن و یه روزی بر میگردن که دیگه مهم نیستن
اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی که آنچه کاخ تو را خاک می کند ستم است
ما با هم بهترین پدر و مادر دنیا میشیم مگه نه؟
تو مغناطیس دنیامی دلم دور تو میگرده.
چرخی بزن تاروزهای رفته برگردد توبرخلاف رسم دنیا خوب میچرخی . .
بعضی مواقع تو رابطه هاتون سنگ بندازین بزارین عمقش مشخص شه ...
دون کورلئونه : مردی که وقت صرف خانواده اش نکنه یه مرد واقعی نیست.
همیشه اونی بازنده است که اول حرف میزنه!
بگذار چشم های تو ، ثانیه شمار عاشقیم باشند !!
صداش کنی فقط بگه جانم نگاش کنی بگه دوست دارم تویی نفس همین و بس
شانه های تو قبله گاه دیدگان پر نیاز من شانه های تو مهر سنگی نماز من ...
برگی تکان نخورد ریختی خاموش
به شب سلام! که بی تو رفیق راه من است!