بیو خزان
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات بیو خزان
شب آمد و غم ، شانه زد بر گیسویم
با رفتن تو ، رفت قرار از رویم
از ظلمتِ شب، هیچ نگویم، سخت بود
شد ، قصه یِ تنهاییِ دل ، هر سویم
آن شب که نبودی شبِ من تار شد
شب مرگِ دلم از غمِ تو می بویم
چون...
محمد خوش بین
در حال بارگذاری...