شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
به روی لب رها کردم صدایم را
صدا کردم تو یار بی وفایم را
که تا شاید برای لحظه ای حتی
ببینی عاقبت حال و هوایم را
تو که از چشم غمگینم نمیخوانی
بخوانی شرح این قلب جدایم را
تمام سینه از هجر تو خونین است
به یک نسخه بپیچانی...
لذت دانه ها
پریشانم و مثل دیوانه ها
خراب تو شبگرد ویرانه ها
نشانی نگیر از من در به در
از این شهرها، کوچه ها خانه ها
به آوارگی خو گرفتم مگر
رها گردم از هر چه کاشانه ها
این پس نبینی مرا نازنین
به غیر از نشانی به افسانه...
از حادثه و فاصله ها نیست گِله
تا عشق، میان قلب ما پیوند است
یک قدم مانده که احساس بمیرد
خالقِ عطرِ گل یاس بمیرد
هر قدم میزند این نبض پُر از غم
که در آن لحظه ی حساس بمیرد
عاطفه مختاری
من اگر نیم نگاهی بکنم سوی بُتی، معصیت است
تو اگر صیغه کنی جمله بتان، مرحمت است؟
من اگر سیبی از این باغ بچینم، دزدم
تو اگر باغ همه غصب کنی مصلحت است ؟
من اگر از در میخانه گذشتم، نجسم
تو اگر دود کنی نصف جهان، عافیت است؟
من...
گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم
در کویر داغ و سوزان سایبانت می شوم
رخ نمایی برمن عاشق میان گل رخان
عمر نوحی را بگیرم جاودانت می شوم
خم ز ابرویم رها کن با نگاهی مهربان
خنده بر لبها نهی من مهربانت می شوم
قصه پردازم تویی نقش...
به دل دارم غمت را ای نگارم
که هر شب بی تو چون ابر بهارم
نصیب لحظه هایم آه و حسرت
نباشی ای دل آرا ، بی قرارم
بادصبا
امان از این شبِ تنهایی و غم
امان از لحظه های پر ز ماتم
دلم تنگ است کجایی؟ مهربانم
که پشت دلخوشی هایم شده خم
بادصبا
عشق شیرین تو بر قلب من اهدا میشود
با نگاهت ، کاخ عشقم پر ز رؤیا میشود
تو در این کاخ مقدس ، پادشاهی میکنی
اوج قدرت را ببین ! تا عرش اعلا میشود
چشم عالم در پی ، تفسیر عشقت کور شد
در دیار عاشقان ، عشق تو معنا...
در این بوران سرد مهری
زمهریر نبودن ات
دلم را می لرزاند
در جانم رخنه می کند
و دستانم،دور از دست هایت
بوی زمستان می گیرند
دل من ساده نبود اهل وفا بود، شکست
سال ها از هوس و کینه رها بود، شکست
یک نفر آمد و با حرف دلم را دزدید
حرف هایش همگی باد هوا بود شکست
قولِ مردانه بمن داد بماند، امّا
او کجا، مرد کجا، قول کجا بود؟ شکست
با کسی دست...
ایمان دارم
به تب و درد و مداوای تو ایمان دارم
به نفس های مسیحای تو ایمان دارم
گرچه از دشنه مژگان تو خون می ریزد
من به رخسار فریبای تو ایمان دارم
به جنون میکشی ام عاقبت کار ولی
به صفای دل لیلای تو ایمان دارم
پرتو مهری و...
با من تو بمان و تا ابد خندان باش
در ساحل عشق با دلم رقصان باش
خوشبختی ما رسیده اینک از راه
لبخند بزن به غم ، مرا جانان باش
-بادصبا
آبی است تمام آسمانم با تو
زیبایی و شادی جهانم با تو
چون بلبل سرمستم و بر شاخه ی گل
هر صبح سحر ترانه خوانم با تو
-بادصبا
حسرتی مانده به این دل که خدا داند و بس
بی تو مثل یه پرنده شده ام کنج قفس
هر کجا نام تو باشد من همانجا هستم
گرچه خوشحال نباشی تو از این کار عبس
عشق تو قلب مرا باغ پر از گل کرده
سبز و خرم شده .. اصلا...