متن مذهبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات مذهبی
نه تنها ماتم جان سوز پرچمدار توحید است که هستى شد سیه پوش امام ممتحن امشب گهى گریم ز داغ جانگداز حضرت خاتم گهى نالم چو نى در سوگ فرزندش حسن امشب . . .
فرارسیدن رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) برتمام مسلمانان جهان تسلیت...
یک عمر از ترس و عذاب گور گفتی
با فهم و با ایمان خود هی زور گفتی
جز هرچه خود می خواستی را زشت دیدی
بر روی باورهای مردم خط کشیدی!
با اسم حق کُشتی کسی را در سکوتش
مادر به بغضی بی صدا؛ دختر... سکوتش...
در منطقت احساس را...
فطرس از قصد در عذاب و بلا افتاد
قصدش این بود که به شما برسد
کُنَّا کَزَوْجِ حَمَامَةٍ فِی أَیْکَةٍ
مُتَمَتِّعِینَ بِصِحَّةٍ وَ شَبَابٍ
دَخَلَ اَلزَّمَانُ بِنَا وَ فَرَّقَ بَیْنَنَا
إِنَّ اَلزَّمَانَ مُفَرِّقُ اَلْأَحْبَابِ
من و تو همانند دو کبوتر بودیم
در یک آشیانه از نشاط؛ سلامتی
و جوانی بهره می بردیم
دیگر روزگار است که آمد
میان من و تو جدایی انداخت
همانا روزگار...
#شعر حزین امیرالمؤمنین علی علیه السلام در فراق حضرت زهرا(س)
حَبِیبٌ لَیْسَ یَعْدِلُهُ حَبِیبُ وَ مَا لِسِوَاهُ فِی قَلْبِی نَصِیبٌ
حَبِیبٌ غَابَ عَنْ عَیْنِی وَ جِسْمِی وَ عَنْ قَلْبِی حَبِیبِی لاَ یَغِیبُ
عشقی که دنیا دیگر مثل آن عشق ندارد
معشوق من کسی ست که همانندش پیدا نمی شود
و...
ما آنقدر درد فراق عشق نکشیدیم
که با چاه حرف بزنیم
چشماتو به روی من نبند
زخماتو خودم می بندم بخند
آه بکش ولی بمون
که همین آه دلگرمیمه
دست به پهلو توی خونه
که میری راه دلگرمیمه
دنیام فاطمه
میخوای داد بزنم تا همه بشنون
تنهام فاطمه
نمیتونم بایستم از بعد اون روز
رو پام فاطمه
می بینی تو جوونی...
زهرا کشید چادر خود را به صورتش
با رفتنش بهار مرا هم خزان کرد
خوش به حال زائری که در صحنت
زیر باران اسیر رحمت تو شد
\حور وقتی در بهشت از عطر گل تَر میشود\
با نگاه مادرش دختر معطر میشود
میدهد بال و پری تا وسعت هفت آسمان
هرکسی که روزی اش فرزند دختر میشود
دختران بابایی اند و پُر زِ احساس خدا
گاه سرشار از نگاهی، جان مادر میشود
درمیان سجده های شکرِ بانو...
دیالوگ
-بنظرت چند سال دیگه فرصت زندگی دارم؟ فرصت اینکه بنده اش باشم.
-هیچ کس نمی دونه، قطعا اگرصلاح باشه خودش عمر دوباره بهت هدیه می کنه، خیلیا هستن که لحظه ی مرگشون متوجه این اشتباه می شن.
-چه اشتباهی؟
-اینکه از فرصت هاشون استفاده نکردن و دیر شد!
-آره...
بی حسین
زینب است
درعاشورای
بی تکرار
به او گفتم: چرا پلاک همراه خود به جنگ نمیبری؟!
گفت: پلاک به چه کارم می آید وقتی یارانِ امامِ من بی پلاک جنگیدند..
نویسنده:nazanin Jafarkhah
از روی رخت آویز چادرت را بردار
مشکیِ چادرِ تو
سبز می کند جهانم را...
نویسنده: علیرضاسکاکی
(سرم نذر سر سردار بی سر*)
سرش در سرم تا ابد باد
بر لسانم لبیک یا اباعبدلله
نقش بسته الحمدلله
در کرب و بلا ریخته شد ثارلله
می خواهی حُر باشی
در کرب و بلا
یا حمار؟
از بچگی آموخته ام حق را
میدهم در این راه سر را
(سرم...