ما بندهی دل شدیم و دل بندهی عشق ...
هنگامی که به چشمانت خیره می شوم... مصمم تر می شوم؛ عشق، پیچیدگی ندارد... فقط، اندکی دوست داشتن میخواهد...! عاشقانه
گویند که عشاق جهان عقل ندارند یعنی تو خری من به مراتب ز تو خر تر....
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی چشمی به رهت دوختهام باز که شاید بازآئی و برهانیم از چشم به راهی
سفر تو کردی و من در وطن غریب شدم...!
تویی که غیر دلم هیچ جا مقام تو نیست ...
خواهم که تو را تنگ در آغوش بگیرم ...️ از هرم تنٺ مسٺ شوم، مسٺ بمیرم ️️️
نیازی به شرح آرزو نیست خدایا همان همیشگی ️️️
چشم هایت را به چشم هایم بیاویز من با نگاه تو بر میخیزم به خورشید سلام میدهم ️️️
When I think about your eyes, I forget breathing... وقتی بہ چشات فڪر میڪنم نفس ڪشیدن یادم میره... ️️️
♡ حضورت اشتیاق بیداری هر صبح من است با بوسه هایت صبحم را بخیر کن ..
تو برام تڪی ،همونجور ڪہ آسمون یہ ماه داره...! ️️️
دموکراسی بین من و تو ... این است ... که همیشه ... و در همه چیز... حق با چشم های توست! ️️️
صدایت میکنم با عشق جوابم میدهی با جان همین جان گفتنت عشقم هوایی میکند دل را... ️️️
مهربانیت را مرزی نیست یقین دارم فرشته ای قبل از آفرینش قلبت را بوسیده...
هیچ گواهی به سالم بودن من نیست من دیوانه ی توام
جغرافیای کوچک من بازوان توست ای کاش تنگ تر شود این سرزمین من
برای من که به کم قانعم، همین کافیست که زندگی کنم از ابتدا در آغوشت...
من هر نفسم بر نفس نازِ تو بند است...
تو قدر مطلق منی ، در آغوش تو احوالم همیشه مثبت است ....️ ️️️
تو باشی ، خرداد پایان بهار نیست ؛ آغاز دوست داشتن است ...
من تو را لمس نمیکنم من تو را زیارت میکنم.... تو بوی بهشت... نه تو خود بهشتی... ️️️
صبح به خیر های تو،️ بوی بهار، می دهند! تازه و دوست داشتنی ... سلام که می کنی، شکوفه ها، گل می کنند، بر لبان خندانت!
صبح و وعصر که فرقی نمیکند ای همه زندگانی ام وقتت بخیر ... ️️️