متن کوتاه غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه غمگین
عروس رفته......
دیگر
گلی
نمانده است
تمام
گل های
سرزمینم
پرپر شده اند.
درد دارد مُردن، قبل از زندگی کردن...
او در این لحظه از زندگی سیر شده بود و در نهایتِ ناامیدی با خود میگفت: آیا این زندگی به زحمتِ زندهماندنش میارزد؟
اگر
نبض باران
در دستان تو نیست
چرا بعد رفتنت
باران
می گیرد.
جهان مرا شکسته است… و من حتی فرصت نکردم ببینم چرا.
«همهچیز را پذیرفتهام، اما همچنان غمگینم…»
و شاید اگر مادر بود زندگی طور دیگه میشد :)
روزگارم چنین می گذرد
گاهی درد...
گاهی هم درد....
هر از چند گاهی هم درد...
تاوان گناه های من، بی تو زیستن است
فقط
غم باورم کرد و
رفیق و همدمم شد
ما برای این همه تلاش کردن و نرسیدن، حیف بودیم
تا به خوردن غم و حسرتهای دنیا مشغول بودیم،
فرصت زندگی کردن را از دست دادیم.
دوام آوردن،
تنهــــا سهــــم مـــا از زنــدگی بود...
تمام ثانیه های دلتنگی را
می شمارم
تا باران
به فریاد دل شکسته ام رسد
با یک پیام....
برای باریدن عجله نکن
وقتی رفت !
می فهمی.
دنیا برایم هیچ ارزشی ندارد
از وقتی که تو رفتی اینجوری شدم
جز خودکار و دفتر شعرم، هم رازی برای تنهایم نیافتم
رفتنت چنان خم کرده شانه ی مردانه ام
به گمانم زنده ام! اما بی گمان مرده ام
می خواهم خودم باشم
غمگین، افسرده
تنها، دل مرده
اما....
کی می رسد روزی؟
که اینهمه بیداری......
آغاز یه خواب آرام وطولانی شود
تا چشم برهم زدیم بهار تمام و پاییز تا ابد ماندگار شد
خزان رسید وبرگ درختان را باد برد
بهار رفت و زندگی نیز مرا از یاد برد
رفتن بهار وشروع ناتمام فصل خزان
همه دلخوشی هایم را یکجا از بنیاد برد
من بعد از تو سالهاست که فقط نفس می کشم. هیچکس نمی داند چه می گویم جز تو
من بی تو گم شده ام در کوچه های آشنایی