دیوارهای خانه همه خیس از غم هاست
دلبسته شدن حس قشنگیست ولی نه بگذار که با بی کسیام انس بگیرم
خیالى نیست دیگر دردهایم را نمى گویم به روى دردهاى کهنه ام تشدید بگذارید
چه رسم تلخی ست تو،بی خبر از من و تمام من،درگیر تو !
تهمت نالایقی برما زدی رفتی قبول در پی لایق برو ماهم تماشایش کنیم ...!
چو تو خنده بر گشایی زلبت نبات خیزد چو تو خنده بر گشایی
بودنت را با تمام نفس های دنیا ترجیح میدم تولدت مبارک خاص ترینم
این شعر، آخرین غزل من برای توست تقدیم شد به دار و ندارم، به هیچ کس... .
خزان به لطف تو چشم و چراغ تقویم است *آذر ماهی جانم تولدت مبارک*
نگو که شب شده راحت بخواب، راحت نیست! که بی تو این دلِ تنگ و خراب راحت نیست
از حسرت دیدار همین قدر بدان که همرنگ شده بخت من و موی سپاهت ... . .
اسیر گریه ی بی اختیارخویشتنم فغان که درکف من اختیاربایدو نیست
در قفل فروبسته ی غم های دل خویش آن کهنه کلیدیم که دندانه نداریم
اگه رویاى خودتو نسازى یکى استخدامت میکنه تا رویاش رو بسازى
یا خانه تنگ تر شده یا من در خودم جا نمی شوم نفس رفته است نمی آید!
اگر پی ببری که در قلبت به کس دیگری اهمیت میدهی ، به موفقیت رسیدهای ...
برگ ها می ریزند/ورق به ورق لای پاییز/فریاد درختان
و چه صبحی بشود لحظه تابیدن توُ ... ️️️
غم آخر بود رفتنت
آذر آمد که روی لبهای پاییز انار بگذارد
حال دلم فقط کنار تو فقط با تو خوبه...
دیگر سکوتم از رضایت نیست، آخر قفلی که بستی بر دهانم، بیکلید است... .
بی تو جهان یک جای خالی بیشتر نیست تابوده این بوده همیشه یک نفر نیست..
پدر دستم بگیر که بی تو غرق در اندوهم