دی آمد و من مبتلا در آذرت هستم اینجا شب یلداست آنجا را نمی دانم
کاش... امشب همون شبی باشه که، قراره فرداش کلی اتفاق خوب بیوفته...
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
زِ همه دست کشیدم تا تو باشی همه ام ...️ ️️️
شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد
هنوز با همه دردم ، امید درمان است که آخری بُوَد آخر ، شبانِ یلدا را ...
دانهی سرخ اناریم و نگه داشتهاند دلِ چون سنگِ تو را در دلِ چون شیشهی ما
تو که کوتاه و طلایی بکنی موها را منِ شاعر به چه تشبیه کنم یلدا را
بنشین رفیق تا که کمی درد دل کنیم اندازه ی تو هیچکسی مهربان نبود!
تو فکر بی پایان منی.
می خواستم کمی فقط کمی دوستت داشته باشم از دستم در رفت عاشقت شدم
برای زندگی کردن یک تو برای یک عمر کافیست
تو قشنگترین آوارگی بین ذهن و قلب منی...
در شب توفان غم،آرام بودن مشکل است من لبالب آهام اما لبگشودن مشکل است
من زخمی از دیروزم و بیزار از امروز وز آنچه مینامند فردا، ناامیدم
هر کس شبی بی یار بنشیند شبش یلداست یلداتون مبارک
شب یلدا شده خود را برسانی بد نیست امشبی را اگر ای عشق بمانی بد نیست
موی تو باشد وشب را به درازا بکشد وای اگر کار منو عشق به یلدا بکشد
میشود خوبترین قسمت دنیا با تو گر که توفیق شود یک شب یلدا باتو
گاهی ما عکسها را میسوزانیم و گاهی عکسها ما را ...
گُل از پیراهنت چینم که زلف شب بیارایم چراغ از خندهات گیرم که راه صبح بگشایم
در انتقام و عشق زن وحشىتر از مرد است.
فقط یک بار خوابش برد و جان بیدار شدن نداشت از بس ستون خانه بود بابا!
یه پاییز دیگه هم از رفاقتمون گذشت یلدات مبارک رفیق