شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
این یار که می جویی دیوانه توست
با هر نفسش شراب پیمانه توست
از بی خبری نگو خدایا چکنم
این ماه شبت نشسته در خانه توست
چون آب روان می گذرد جان من و تو
ای بس که به شادی و صفا آن من و تو
بشتاب که با رود خروشان رهایی
پیوسته به دریای عدم خان من و تو
با یاد تو هر لحظه پر و بال گرفتم
این قامت افراشته از دال گرفتم
می رقصم و می چرخم و می پرم از این دام
عمریست شب و روز ازین حال گرفتم
عاشق نشدی عشق ترا رام کند
بی منت خلق بر سر و بام کند
عمری به هوای دیدن روی خوشش
جان گیرد و جان بخشد و در کام کند
تو تنها نیستی یادت بیادم هست میدانی؟
دل غمدیده ات دریای خوبی هاست میدانی؟
مبادا شیشه قلبت ترک بردارد از غمها!!!
همیشه قلب من با قلب تو معناست میدانی؟
سهم ایام جوانی
تمام سرخوشی ها نازنینم، نوش جانت باد
طلوع و آفتاب و روشنی در آسمانت باد
مرا یک نقطه از سیاره گمگشته ای کافیست
که مثل اختر چشمک زنان در کهکشانت باد
بلا گردان مژگان توام ای باغ سرمستی
که فصل نوبهاران بی قرار بوستانت باد
برایم باز...
من برای داشتن تو زیرو رو کردم خودم رو
تا جهنم خیلی راحت واسه تو بردم خودم رو
ولی آخر تو چه آسون گذاشتی برم بمیرم
دستاتو مشت کرده بودی تا که دستتو نگیرم
ندیدی بغض صدامو ندیدی شب گریه هامو
ندیدی وقتی که رفتی زخم توی خنده هامو
اشکالی...
ای ناز تو تا نیمه ی پاییز رسیده!
ای مهربانیت آغشته با عسل
بی آنکه شهد بریزی به جان من
ای تسکین کابوس در اوج تلخواب
ای خواب ، خواب ، خواب
ای مهربان بی دلیل ، بی دلیل گم شده پیدا شده
ای من فدای آمدن ای بی نرفتن همیشه ...
ماندنی ...
حرفی نگفته مانده است...
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی سست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن