شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
از قفس می پَرد
هر آنکه جایش در قفس نیست
آروین شاه حسینی
جان من و جهان من، روی سپید تو شده ست
عاقبتم چنین شود، مرگ من و بقای تو
از تو برآید از دلم، هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو، تا که شوم فنای تو...
ناله به دل شد گره، راه نیستان کجاست؟
سینه به من شد قفس،طرف بیابان کجاست؟
در تف این بادیه، سوخت سراپا تنم
مزرعم آتش گرفت، نم نم باران کجاست؟
خوب و بد زندگی، بر سر هم ریختند
تا کند از هم جدا، بازوی دهقان کجاست؟
در تَف این بادیه، سوخت...
بداغ نامرادی سوختم ای اشک طوفانی
به تنگ آمد دلم زین زندگی ای مرگ جولانی
در این مکتب نمیدانم چه رمز مهملم یارب
که نی معنی شدم، نی نامه و نی زیب عنوانی
از این آزادگی بهتر بود صد ره به چشم من
صدای شیون زنجیر و قید کنج زندانی...
شعرهایم
در تب چشم هایت می سوزند
و به امید آمدنت
غریبانه به راهت چشم دوخته اند
بیا جامه ی عشق را
بر تن واژه هایم کن
که نفس کشیدن
در هوای نگاهت
آرزوی شعرهای من است
مجید رفیع زاد
ای شکوه بی کران اندوه من !
آسمان ، دریای جنگل ، کوه من !
گم شدی ای نیمه ی سیب دلم
ای منِ من ! ای تمام روح من !...
خدا کند که جوانان زحق جدا نشوند
به صحبت بد و بدخواه مبتلا نشوند
سر عقیده خود پاى فشارند چو کوه
بسان کاه زهر باد جابجا نشوند
عاشقی ای دوستان کار دل است
کار دل البتّه کاری مشکل است
مبتلای دل گرفتار بلا است
ای خوشا آن دل که این سان مبتلاست...
...اگر دانی که دنیا غم نیرزد
به روی دوستان خوش باش و خرم
غنیمت دان اگر دانی که هر روز
ز عمر مانده روزی میشود کم
منه دل بر سرای عمر سعدی
که بنیادش نه بنیادیست محکم
برو شادی کن ای یار دل افروز
چو خاکت میخورد چندین مخور غم
زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی رویایی است، مثل رویای یک کودک ناز
زندگی زیباست، مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تیک تیک این ساعت هاست
زندگی چرخش این عقربه هاست
زندگی راز دل مادر من، مادر تو...
دوباره صبح شدو دلم تورا اشاره میکند
ببین برای بودنت دل استخاره میکند..
رَوَم به سجده و دعا برای ماندنِ، تو بَر ،
دو دستِ درقنوت من ،خدا نظاره میکند
نسرین حسینی
نتوان فهمیدچه میشودانتهای این راه
درذهن نگنجد بس که این راه دشوار است
زمان کنارزند همه پرده هارا
چه باک هردل در چه حال است
به نوازش کشد باد گیسوانت را
گره ای می اندازد که آدم از آن دلگیراست
کس نخوانده دست این استاد را
باخته آنکس که فکرکندبرترازاستاداست...
خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب
من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم
دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگرفت
رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم
چون صبا با تنِ...
وطنم، ایران من، جانم فدایت می کنم
روز و شب بر اقتدارت من دعایت می کنم
روز مرگم لحظه های رفتنم از این جهان
با تمام عشق و ایمان من صدایت می کنم
تیر گی ها می زدایم از وجودت ای وطن
با تمام هستی خود من صفایت می کنم...
کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند
بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک و بی بار دعا را...
تو آسمانی ومن ریشه در زمین دارم
همیشه فاصله ای هست-داد ازاین دار
قبول کن که گذشته ست کار من از اشک
که سال هاست به تنهایی ام یقین دارم
تو نیز دغدغه ات از دقایقت پیداست
مرا ببخش اگر چشم نکته بین دارم
بخوان و پاک کن و اسم...
سپید دار و یار..
ای که در چشم من آهسته غزل می خوانی
بر لبه چشمه نشستی و شکر می رانی
ای که تصویر تو در آب و نگاهت به من است
عالمی در پی چشمان و تو کم می دانی
ای که زیبایی این چشمه وجود تن توست
همچو...
بازآ دلم ز گردش دوران شکسته است
چون کشتی از تهاجم طوفان شکسته است
آئینه خیال نهادم به پیش روی
دیدم که قلبم از غم هجران شکسته است