متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
عقلم به پای دلم افتاد تا بفهمونتش شکسته
در تاریکی ، زندگی گم می شود
عشق گم می شود
ترس بیدار می شود
شادی ، زشت می شود
غم از کوچکی گم می شود
انتظار ، پوچ می شود
انسان نیست می شود
نور اگر بتابد زندگی می آید
زندگی اگر بیاید انسان می روید
زندگی درخت است...
می نویسم
امشب به عشق همان که تنهایی ام را وزن کرد و به سنگینی نگاه منجمدش خرید
نگاهی که دلم هرگز از دیدنش سرد نخواهد شد
نگاهی محبوس شده در یک عکس
عکسی که نمی دانست هنوز در دست های من است
می نویسم
امشب تا لغزش قلمم روح...
عشق یعنی دو مرغ دریایی
برفراز کشاکش امواج
پرگشوده به شکل پروانه
در طوافی به قدمت خورشید
میتوان عشق را رنگی کشید،در کنارش آدم سنگی کِشید
میتوان دریایی از احساس را، در کنار ساحل مانی کِشید
میتوان بااوج عشق پرواز کرد،بالها را بی گمان آبی کِشید
میتوان آغوش رادِلبازکرد مثل رود، دَستان راجاری کِشید
میتوان باران رابا هرعَطش جای یک اِستکان چایی کِشید
میتوان درکافه ای در...
یک جا نوشته بود:برید کنار یک گلدون و از آدمی که دوسش دارید
براش صحبت کنید اگر پژمرده شد یعنی اون آدم
زندگی شما نیست، و اما اگر پژمرده نشد...!
دوست داشتن خیلی حسِ عجیبیه؛ هرجا میری
هرکاری می کنی، با هرکی حرف می زنی، به صورت مجزا
یک جایی...
بگذار با تمام حروف ندا صدایت کنم
باشد آن گاه که نامت را می خوانم،
از میان لبانم زاده شوی...
بگذار دولت عشق را بنیان نهم
و تو ملکۂ آن شوی
و من بزرگ ترین عاشقان آن شوم.
بگذار انقلابی را راهبر باشم
که حکومت چشمان تو را بر مردمان...
یک سو دل است و هی هی و آشوب دلبری ست
یک سو هنوز همهمهٔ جنگ زرگری ست
ای عشق ای کرامت مطلق، مرو بمان
بی تو جهان که هیچ غزل هم دری وری ست!
ارس آرامی
مثل آتش در آه یک خرمن
مثل یک هرم زیر خاکستر
عشق، مثل هزاربارگیِ
شعله ی سینه سوز می لولد...
جلال پراذران
عشق نوعی میلاد است. اگر پس از عشق، همان انسانی باشیم که پیش از عشق بوده ایم، به این معناست که به قدر کافی دوست نداشته ایم. اگر کسی را دوست داشته باشی، بامعناترین کاری که می توانی به خاطر او انجام بدهی، تغییر کردن است …
عشق خود را تا کجا از خویش پنهان می کنیم،!؟
من که می میرم... تو را هم گریه رسوا می کند!
ارس آرامی
کِی کسی خواست دل شاعر ما را بخرد؟
مُرده شور، دل دیوانهٔ ما هم ببرد!!
هر کسی را که سر شب به دلم جا دادم
نصف شب خواست ز دیوار دل ما بپرد
دلبری را که به خون جگرم پروردم
گرگ شد خواست دل برهٔ ما را بدرد
ترکمانچای بشد...