یک مهرماهى سرچشمه ى تمامِ زیبایى هاییست که پاییز با وجود آن به خود میبالد و حالِ دلِ آدمها را خوش میکند.در عاشقانه هایش صادقانه احساسش را در کفِ دستش میگذارد و رویاهایش را فقط با تو مى سازد.یک مهر ماهى باید باشد تا تصویرى از عشق را روى زمین...
حال_خراب_حضرت_پاییز_مال_من ای عشق! ، آیه آیه ی قرآن به نامِ تو آغازِ آفرینشِ انسان به نامِ تو حالِ خرابِ حضرتِ پاییز، مالِ من شأنِ نزولِ سوره ی باران به نامِ تو گاهی بهار و گاه خزان، فصلِ شاعریست این را بزن به نامِ دلم، آن به نامِ تو تنها نه...
از سر زمین عشق برایت پیامی آوردم بدین سان بیا مثل دو پرنده بال بگشایم بسوی خانه خوشبختی که درآن میز شب یلدا را اینگونه چیدم شکلات ، از طعم چشمانت آجیل از ذرات ، عشق من دوستت دارم عاشقتم انار ، از باقی مانده قلبم که هزاران تکیه شده...
نگاهت را دوست دارم نگاهی که ازروی محبت ست نگاه تو با نگاه من درآمیخت وعشقی جاودانه ساخت عشقی که مرا می برد به کوه ودشت به جنگل سر سبز شمال چشم شکلاتی من دوستت دارم
پاییز جان سلام لطفا دل سرما خورده ما را پاسبان باش ما از بهار و تابستان بهره اے نبردیم هر چه بود درد بود و درد لطفا توووو با مهرت بر دلمان بذر عشق بپاش با ما یڪ رنگ باش جدایے را از طالعمان خط بزن بیشتر از وصل بگو...
من از برای عشق یک جفت چَشمانت را بر میدارم و یک عمر آرامشش را! . تو اما برای شیدایی، کافی ست لبخند بزنی، تا من همه ام را، قربانی آن منحنیِ طنازت کنم... .
بهترین راه برای فراموش کردن آدمی که زمانی دوستش داشتید اما فقط درد بر دلتان افزود، این است که هربار یادش افتادید به این فکر کنید که چه خوبی های می توانست در حق تان بکند و نکرد، کجاها باید کنارتان بود و نبود، کدام خوشی هایش را باید با...
عشق شبیه پاییزه. اومدنش آدمو ذوق زده می کنه، اما دلگیره. دل آدمو درگیر خودش می کنه، اما دلگیره. دل انگیزه اما بدون اندوه معنا نداره. عشق نمیتونه مث گلای رنگارنگ بهار یا بی دغدغگی و خنده و آب بازیِ تابستونِ بچه ها باشه. عشق همون حال بارون و لرزیدن...
من عاشقانه ترین حرف های پاییزم که از درخت دلت مثل برگ می ریزم به گام های تو بسته است مرگ و زندگی ام به زیر پای تو یک برگ خشک ناچیزم اگر که گریه امان داده بود ، می دیدی که از طراوت سرشار عشق لبریزم به جای آن...
حکایت عشق حکایت خشکیده شاخه ی نارنجی ست که در مهر پاییز شکوفه داده باشد، همین اندازه خیال انگیز و زیبا و همین اندازه غم انگیز و تنها...
"عشق" دهانِ زنی ست شیفته... صدایش که می زنی... "بوسه" از لبهایش می چکد...
مرگ تنها یک بار به سراغ آدم می آید _ اما ؛ عشق باران پاییز هر روز هر ماه هر سال
بیگ محمد : هیچ وقت عاشق بوده ای ستار؟ ستار : عاشق زیاد دیده ام. بیگ محمد : راه و طریقش چه جور است عشق؟ ستار: من که نرفته ام برادر! بیگ محمد : آنها که رفته اند چه؟ آنها چه می گویند؟ ستار: آنهاکه تا به آخر رفته اند،...
یلدا آمد و تو نیستی که ببینی چگونه انار را دانه دانه به عشق دیدن روی چون ماهت دانه می کنم می ریزم درون قلبم که از عشق تو سرشار است
من از پنجره چشمان تو آسمان آبی را دیدم که پرنده عشق پرواز می کرد در کهکشان دوستت دارم
عشق همان لحظه دیدار توست
برگ ها می ریزند مثال ریزش گلبرگ ها روی سر عروس زیبای بهاری پاییز می رسد از راه خوشحال و شادمان چون که می داند عشاق دل باخته دستانشان به هم روی برگ های خشک الوان سرود عشق می خوانند ونقاشان می کشند تصویر زیبایی ها را نوازندگان می نوازند...
وقتی که رفتی ریشه عشق سوخت ، آتش گرفت شادی
عشق یعنی ستوده ترین حس زندگی
خنده کن تا بهار زودتر بیاید شکوفه ها زودتر باز شوند لبخندِ توست که شادمانی می آورد و عشق
وعشق را . در انبوهی . از اندوه . یافتم
هارمونی گیسویت تپش احساس مرا درید و لرزشی انداخت به تن کلماتی چون عشق حال می اندیشم از ترس احساس تنم که می نوازد با آرشه سنفونی درد را
پاییز همچون شعر کوتاهی ست، با مضمونِ عشق؛ که شاعری روان پریش در شبی بارانی آن را سرود. و سال ها در آغوشِ یک دفترِ کهنه، کِز کرد و خاک خورد! اما نگاهِ معشوقه اش هیچ گاه آن سطر را نبوسید. سبز و بالیده نشد، هلاک شد! مونس آهنگری
چه پاییز زیبایی میشود بعد از اینهمه تابستان! در نفس تو زنده می شوم هم نفس جان! تویی ک عطر ِتنت طعم ِشیرین زمزمه های نی لبک دارد! جانان بیا و بنشین کناردلم ، بنوشان به جانم زندگی را از هُرم نفسهای مسیحایی ات! اینجا پاییز پر از صدای ثانیه...