دوستت دارم ولی این ماه دی را صبر کن کافه گردی ها بماند بعدِ فصل امتحان
عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من قصهی عشق شود قصهی بیماری من ...
من لال شوم از تو به غیر از تو بخواهم...
زیر بارانِ بهاری رو به من میایستی گریههای هر شبم را صحنهسازی میکنی! .
در من عجیب ریشه دوانده ست مهر او زورم به این درخت ِتناور نمی رسد
وقتى دختر ى بخاطر پسر ى گریه کند قطعاً عاشق اوست ولی اگر پسری بخاطر دختری اشک بریزد یعنی دیگر هیچ کسی را به اندازه او دوست نخواهد داشت... .
صدای تیشه فرهاد دوباره میکشد فریاد که ای شیرینتر از جانم چرا بردی مرا از یاد...
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید آمدیّ وُ همهی فرضیهها ریخت به هم !
لبخندهای زیبایت آرزوهای منند بخند تا یکی یکی برآورده شوند
تو بعد از کشف الکل ، شاعرانه ترین کشف بشری من از سرودن تو مست می شوم ...
من اگه ازمایش اعتیاد بدم؛ جوابش میشه تو
و در معراجِ آغوشت، پر از حالِ خوشایندم
افتادی اگر ز چشمِ مردم چون اشک در چشم مَنی عزیز چون مردم چشم
درد بر من ریز و درمانم مکن ... زانکه درد تو زِ درمان خوشتر است
+ اون همیشه تو قلبت میمونه - من نمیخوام اون تو قلبم باشه ، میخوام اینجا کنارم باشه...
بهترین حس دنیاست وقتی میدونی اول اخرش مال خودته
برایت دستمالِ کاغذی بودم، ولی آیا کسی در لحظه ی بغضت به کار آمد به غیر از من .
دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمیدانم
عاشقآننیست کههرلحظهزندلافمحبت مردآنستکهلبببنددوبازوبگشاید
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
ای آنکه ز هِجر تو ندیدیم رهایی ؛ باز آی که دل خسته شد از بارِ جدایی
اصلا به درد هیچ غلامی نمیخورَد معشوقهای که واردِ دربارِ شاه شد...
زمستان است دیگر دل زمین به برف گرم است من به تو …
این زمستونم به یاد تو میمونم برف و بارونم به یاد تو میمونم هرچی میتونی نیا و تلافی کن من تا میتونم به یاد تو میمونم