نگاهت پلی از مخمل را ماند دیرگاهی ست کهمن شبها درتنهائی خود درفکراین پل هستم که روزی آوار نشود.
قدر اونیکه میدونید حواسش بهتون هست رو بیشتر بدونید هیچ حسی قشنگتر از این نیست کہ بدونی یه نفر حواسش به تو هست
تو عطر کدام خوشبوترین گل جهانی که هرجا می نویسمت شکوفه می دهی
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻬﺮﺑﻮنی ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ نمیتونی ﺗﺮﮐﺶ کنی.... حتی ﺍﮔﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ به ﺧﺎﻃﺮﺵ ﺩﺳﺖ ﺑﯽ ﻧﻤﮑﺖ ﺭﻭ ﺩﺍﻍ کنی
تو همان عهد ی که هزار بار بستم و توبه ای که هزار بار دیگر شکستم اما باز هم عاشقانه می خواهمت جهنم را شش دانگ میخرم اگر آغوشت گناه باشد...
لذت بخش ترین قسمت یک رابطه عاشقانه وفاداریه چون تازه اون موقعست که میفهمی تا چه اندازه عاشقی...
بعضی ها خودشان دلیل دوست داشتنشان میشوند آنهایی ک میگویند: باهم راه برویم باهم درستش میکنیم باهم کلا کیف دارد...
کلاه خود و نیزه لازم نیست ! من آمده ام با یک دوستت دارم ساده بمیرم ..
به ساعت و روزای هفته نیست, دلتنگ که باشی همیشه یه غروب جمعه تو جیبت هست
من عاشقت شدم ، بدون این که حتی واسه یه بارَم که شده بغلت کنم !
دلم هواتو کرده میشه یه دَم از اون نفستو بدی من بِکشم ؟
درستش این بود که صبح جمعه تو بغل هم بودیم و اینقد بوسم میکردی تا بیدار شم !
بوسه ی آخر باید جوری باشه که تا دیدار بعدی لب هاتو زمزمهگوی طعم لباش کنه
از بس که خدا عاشق نقاشی بود... هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید یک بار ولی گمان کنم شاعر شد.. یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید!
ممنوعه ی من اول اسمش با ... شروع میشه
لذت واقعی وقتیه که بهت بگه: اولین بار که دیدمت فکرشو نمیکردم قراره هر روز براتت بمیرم
اون مال من باشه همه دنیا مال شما...
وقتی با تو هستم آنچه هستم را واقعا دوست دارم
سهم من از این دنیا بغل کردنت باشه برام بسه
بین خودمون بمونه همه چیت یه طرف چشمات یه طرف دوستت دارم عشق خودم
خوب می دانم باران که ربطی به تو ندارد پس چه مرگم می شود باران که می بارد دلم برای تو تنگ تر می شود!
تو همان دلبر معروف دلم باش منم آن دلداده مجنون و پریشان
همه آدما به یکی احتیاج دارن تا بهش اعتماد کنن تو همون “یکی” منی!
به من صبح بخیر نگو! فقط لبخند بزن لبخندت تمام عمرم را بخیر می کند!