متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
چهارگاه دلم را به نغمه گر نبری
نفیر جامه دران است مویه حاصل من
ما ملتی
که نانمان به سایه بدل شده
و فردا
به بهای امروز فروخته میشود...
در شب تند سکوت قلم بغض شکست
تلخی زمزمه ای پیکره حوض نشست ...
از هم آغوشی ما حنجره رنگ گسست
گرمی نطفه درد پیکره ننگ نشست ....
از سیاهی دلم صبح دهان باز نکرد
سفره قلب مرا بر فلک آغاز نکرد ....
من خود شعر شدم قافیه ام درد کشید
حجم سنگین غمی به فصل پر درد رسید ....
آرام باش و بی صدا غم امشبی دَر میزند
بهر تسلی آمده ..از، قلب من سـَر میزند
اما قلب حافظه ی خودش را دارد
و من هیچ چیز را فراموش نکرده ام ...
جهان عشقست و دیگر زرقسازی
همه بازیست الّا عشقبازی
تصویر خیالی تو در آب شکست
این عشق زمینگیر به مرداب نشست ...
قصه عشق من از چشم تو آعاز شده است
جوهر پلک تو نیز قافیه پر داز شده است ...
گیسوانت دم به دم پیچ و خم یک جاده ای
پر تردد سر به سر گویی خیابانی گرفت ....
شب میآید
بیصدا
از لبهی پنجره
و دلتنگیاش را
روی میز سکوت
پهن میکند
ماه،
پس از تو تنها یک شکایت داشت.
ای پنجرهی گشوده به معراج !
چه زود بسته شدی…
نیست جز،مهر تو ای،دوست مرا قبله نما
قبله ام باش که دل سمت تو مایل شده است
باید که در آغوش بگیرم وطنم را
کفر است اگر تن به غریبه بسپارم
دیگر "تو" شدی دار و ندار و کس و کارم !!
غیر از تو کسی را بخدا دوست ندارم
میبوسمت حتی اگر شرعا حرام است
در دین من عشق تو فتوای کلام است
یک دقیقه بیشتر با من بمان یلدا شده
شام یلدای من از دیدار تو زیبا شده
محبوب من
من واسه داشتن تـــو
تموم دنیامو میدم .
توی رنگ اون چشمات
تموم رویامو دیدم
لعنت به من و عشق و وعده های تو خالی
لعنت به منِ بی گناه، مانده در خیال بافی
همه میروند تنهایی میماند تنهایی را به این خاطر دوست دارم