متن کاریکلماتور
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کاریکلماتور
✍️ justfor5436
کوتاه آمده ام من ، اما
کووو ؟! تا بیایی تو....
✍️ justfor5436
کار من دوست داشتنت بود و هر روز تکرارش
خلق گفتند؛ دیوانه شد آخر، رفت پیِ کارش
✍️ justfor5436
پرسیدم کی می آیی ؟
گفتی هنوز زمان آمدن نرسیده
از تو چه پنهان،
آشکارا متنفرم از زمان هایِ کال
✍️justfor5436
خنده از سر شوخی دستی به سرِ گریه کشید
که مانده ای رویِ دستِ چشم، نکن دیگر تأکید
چشم خندید، گریه هم کوک کرد سازِ تشدید
این وسط بغض بی هوا، از شدت خنده ترکید
✍️ justfor5436
فوت و فنِ عشق را اگر میدانستند
هیچ عکسی در قبرستانِ آلبوم ها،
فُوت نمیکرد ...
نیستی و در نبودنت
بلاتکلیفی ها، پای از گلیم درازتر کرده اند
نمی آیی؟!
تکلیفِ بلاتکلیفی ها را روشن کنی...
شلاق های فقر، پیراهن هایمان را پاره کرده است ...
بسیارسفربایدتاپخته شودخامی
ای وای دلم ضعف کردتاپخته شودشامی
*از وقتی زیر آبی رفتن را یاد گرفته، نمی گذارد آب خوش از گلوی کسی پایین برود!
*از روزی که کوچه علی چپ را اتوبان کرده اند، همه یک راست به جاده خاکی می زنند.
* با مرگ قلم، همه کاغذها کفن پوش می شوند!
* از نان هایی که...
آزادی، یک انار چاقو خورده ی خونی ست،
افتاده در دست های خون آشام استبداد...
مهدی بابایی ( سوشیانت )
در لحظه ی غروب،
ناگهان،
سگ اندوه، گاز می گیرد،
پای کودک احساس را...
مهدی بابایی ( سوشیانت )
در لحظه ی نگاهت، گربه ی احساس،
لیس می زند، دست کودک عشق را...
مهدی بابایی ( سوشیانت )
ترس، سگ نگهبان، کاخ استبداد است...
مهدی بابایی ( سوشیانت )
بی قراری اوجِ اوجِ عاشقی ست
هر دو مشتِ عاشقِ مغرور را؛
چَشمانِ او وا می کند!
شیما رحمانی
عشقِ ممنوعه جگر را خون کند
آدمِ عاقل؛ خُل و مجنون کند
هر سخن را که زبانش قاصر است؛
چشمِ عاشق لاجرم بیرون کند!
شیما رحمانی
تا که داد دستم؛ سیبِ هوس
گاز زدم؛ کِرمو بود!
شیما رحمانی