متن کوتاه بغض
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه بغض
فریاد زدم خواستَنت را،در این کویربرهوت
بُغضم که شکست، فریادم شد اسیرسکوت
تشنه ای سرگردانم، میان سراب چشمه ها
عاشقمُ درسرم آرزویِ،خانه درحریر گیسوت
مانده ام، میان دلتنگیُ، بغض هایِ شبانه
گرفتارم درپیچُ تاب زُلف سیاهُ،تصویرابروت
غمت قفسی شدُآواز، حسرتی درقالب شعر
مانده است تنها،ناله مستانی تحریر فُلوت
عمربی حاصل...
لازم نیست
ابر
باشی،
با بغض هم
می توان بارید.
تکه ای ابر
گلویم را
گرفته
نفس نمی کشد.
✍️justfor5436
خنده از سر شوخی دستی به سرِ گریه کشید
که مانده ای رویِ دستِ چشم، نکن دیگر تأکید
چشم خندید، گریه هم کوک کرد سازِ تشدید
این وسط بغض بی هوا، از شدت خنده ترکید
خداحافظ؛ تو ای یاری؛ که از دردم، خبر داری،
میانِ بغضها و، گریههای شامِ پایانی!
چه سخت است؛
وقتی مجبوری:
حجمِ فریادت را،
قورت دهی؛
و در تنهاییِ محض،
بغض بارانزده را،
نفس بکشی!
حجم بغضهایم،
فریادیست:
از اشکهای من...
رفتی؛ که عذابم بدهی؛ نیست مهم
از بغض، شرابم بدهی؛ نیست مهم
در بسترِ احساس، به جای نمِ آب
صد جرعه سرابم بدهی؛ نیست مهم
در هر نفس، دلخسته ام؛
از بس که «احساس»،
پنهان کند، بغضی که بند آرد، نفس را!
در هر نفس،
غم می تپد؛
از بس که احساس،
پنهان کند،
بغضی که بند آرد نفس را.
شاعر: زهرا حکیمی بافقی
(کتاب دل گویه های بانوی احساس)