متن آرزو
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات آرزو
دفتر را ورق زدم قلم را در دست گرفتم . قلم میخواست تو را فراموش کند . قلم میخواست تو را فراموش کند ورق میخواست فصل دیگری آغاز کنم از فصل دلتنگی به فصل عاشقی
از فصل عاشقی به فصل دیوانگی
قلم میخواست از تو نگوید بس است دیگر بس...
شعر من التهاب یک درد است
راوی قصّه های تنهایی
نقطه چین های پشت هم خالی
آرزوهای رفته و واهی
می نویسم به روی بوم دلم
واژه هایی تکیده و تبدار
مینویسم ولی نمی بینی
انعکاسی ز واژه ی انکار
هرچه کردم نشد به جز یادت
مرهمی بر تب دلم...
بگذار گره دستانمان
محافظ آرزوهایمان باشد...
من و تو...
آینده مان...
نویسنده: کتایون آتاکیشی زاده
آرزو دارم ناخواسته بدست اوری. آن چه راکه خواسته ات هست
و شگفت زده با خود بیاندیشی :ایا کسی برایم آرزو کرده بود!
ملاقات تو رازی آتش افروز و سکر آور است
آرزویی در پس هر لحظه و جاذبه ای مدام
مجموعه ای از لطیف ترین بهانه های زندگی
اینگونه است که تو را ساده و بیشمار
دوست دارم و صدای سخنت را که ...
از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر ……...
ناگه بادی آمد ...
پنجره ی دیده ی مرا گشود
با وزشی که بود
زلفانم را همراه خود ربود
آغاز زندگی ام یک لحظه ای بود!
چشمانم را که باز کردم
در آرزو شنا کردم
رعنا ابراهیمی فرد (رعناابرا)
دیگر هوایت به سرم نمی زند
می خواهی بروی، برو،
میل برگرداندنت را ندارم
هرجا مایلی، برو .
اما آرزویم این است،
وقتی هوایم به سرت زد
از آسمان چشمانت برف ببارد
تا تمام خاطراتت زیر برف مدفون شود......
همه چیز که آرزو نیست ...
آرزو باید به اندازه ی خودت باشد
نه در تنت زار بزند و نه برایت تنگ باشد
آرزوهایمان را به اندازه انتخاب کنی
رعناابراهیمی فرد (رعناابرا)