متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
حتما شنیده ای که می گویند بعضی دردها ، وصله تن آدم نیستند. از همان هایی که پینه می بندند به لحظه هایت و بغض را ته گلویت می چسبانند.
می دانی ! صبر آدم ها را اندازه هم نساخته اند . بعضی ها قد و قواره ی صبرشان به...
یه روز یه جایی یکی این جمله رو بهم گفت:\ که رویِ پایِ خودت وایستا\
اولش خندیدم وبهش گفتم: خیلی بدجنسی!
از اون روز خیلی می گذره، ولی حالا که فکر می کنم خیلی ذاتش هم بد نبود اتفاقا بهم بهترین جمله رو یادآوری کرد.
آره دختر رویِ پایِ خودت...
چرا اینگونه نگاهم میکنید؟
آری من خود بهتر از همه ی شما میدانم که اشتباه بود..
لازم به پوزخند زدن به سرتاپایِ خسته و خمیده ی من نیست.
می دانم که دوست داشتنش اشتباه بود ولی من دوستش داشتم..
من خودخواسته و دانسته اشتباه کردم ..
می دانستم ولی نتوانستم...
مرا بنویس که خط خطی شدم از نوشته های تزویر،از ته مانده های پوچی های آرزو، از ریسمان پوسیده ای که رنگ به رنگش دردی به پهنای عشق دارد. از تار پودم اندک سه تاری مانده که از نواختن های بی هنرمندانه کودک درونم، ساز نا کوکش گوش خراش ترین...
ازش پرسیدم : بهم فکر میکنی؟
گفت : آره
گفتم : ساعت چند؟
گفت : شبا قبل از خواب، روزا به محض بیدارشدن!
گفتم : وقتایی که سرت شلوغه چی؟
گفت : بیشتر از همیشه!
.
.
یه روز میخواستم ازش بپرسم تا کِی میخوای بهم فکر کنی؟
دیدم رفته...
خان جونم خدابیامرز عاشق خیاطی بود.
عادت داشت ، چایی که بار می گذاشت ، کنار عطر هل و چای بابونه ، بساط نخ و سوزن هایش را هم پهن می کرد.
در پشت آن چرخ خیاطی قدیمی مارشالش می نشست و زیر لب آهنگ جان مریم محمد نوری را...