️ لمس نفس هایت. ضربان قلب️م را بہ شماره می اندازد تو آرام نفس بڪش من لحظہ،لحظہ دیوانہ ات مے شوم
من دلم پیش کسی نیست! خیالت راحت... منم و یک دل دیوانه ی خاطر خواهت...
هوای آمدنت ایستگاه را هوایی کرده است مرا ... بی هوا دیوانه!
دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت هرچه کردم ناله از دل، سنگدل نشنید و رفت گفتمش ای دلربا دلبر ز دل بردن چه سود؟ از ته دل بر من دیوانه دل خندید و رفت...
ساخت ساعت شنی شوخی یک دیوانه بود دست ما هیچ ساعتی را بر نخواهد گرداند!
مردی از دیوانه ای پرسید : نام اعظم خدا را می دانی ؟ دیوانه گفت نام اعظم خدا نان است، اما این را جایی نمی توان گفت ! مرد گفت : نادان شرم کن چگونه نام اعظم خدا نان است ؟ دیوانه گفت : در قحطی نیشابور چهل شبانه روز...
در کوچه ، خیابان ، مترو صدای تو را می شنوم در خانه ، سکوت ، رویاها می گویند دیوانه ام می گویم دیوانه اگر بودم که صدای شما را می شنیدم
شیطنت های من دیوانه را جدی نگیر پشت این لبخند ها سی سال غم دارم رفیق!
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
هر کسے دیده مرا شاعر مجنون خوانده تو بگو ل️یلے دیوانہ شدن را بلدے؟
علم و ثروت را چه خواهم جانِ من من تو را میخواهم ای دیوانه جان
هر کسی را بهر کاری ساختند کار من دیوانهی او بودن است
دیدم تو را و همچون شعله های آتش شعله ور شدم از ره به در شدم دیوانه تر شدم
رفتارِ تو را علمِ سیاسی خواندم قانونِ دلت شبی ٬ اساسی خواندم یک هفته به کنکور عروست کردند.. دیوانه شدم روانشناسی خواندم !
مثل امواج دریا آمدی و ساحل قلبم را در میان خودت گرفتی ، همدیگر را دیوانه کرده بودیم با نوازش های هم ، آن سکوت عاشقانه رابه یاد داری در لحظه بوسیدن هم؟
کنارم که هستی موجی از عشق دیوانه ام میکند میدانم هرچه دارم ️ از همین لحظه است لحظه ی با تو بودن را دوست دارم
گفتی مگر به خواب بینی رخ مرا/ دیوانه از خیال تو خوابم نمی برد
دلخوش به خنده های من خیره سر نباش دیوانه ها به لطف خدا غالبا خوشند!
️آغوش تو آرام ترین نقطه ی دنیاست هر چند که دیوانه ترین مرد جهانی️
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل داد زد دیوانه! من می بینمش...
گر دلم در عیش تو دیوانه شد عیبش مکن
صبح یعنی منِ دیوانه در آغوش تو بیدار شوم تو بخندی به منو میخِ همین خنده کِشدار شوم
آغوش تو آرامترین نقطهی دنیاست هرچند که دیوانه ترین عاشق جهانی...!!
بیا امشب شرابی دیگرم ده ز مینای حقیقت ساغرم ده دل دیوانه را دیوانه تر کن مرا از هر دو عالم بی خبر کن