این روز ها بیشتر از همیشه به رفتن فکر میکنم، به جا گذاشتنِ خاطراتِ شیرین و تلخِ سال ها تجربه، فکر میکنم به ندیدنِ عزیزانم، به آغوش نکشیدنِ آدم های امنِ زندگی ام، فکر میکنم به یک پروازِ همیشگی با مقصدی معلوم و بدونِ هیچ بازگشتی، به جا گذاشتنِ هر...
رفتن قانون چشم هاى تو بود و جهان من چیزى شبیه به آوارگىِ یک رویا نزدیک ، دور هر جا که هستى به آسمان بگو دردهایم درد مى کنند
من و "رفتن" گاهی به هم فکر می کنیم بی کوله و چمدان و کاسه ی آب بی چشمی پشت ِ سر... . من و "رفتن" گاهی به هم فکر میکنیم. . می دانستی؟ پرنده ها آدم های دلتنگی بودند که جیک جیک را به هزار کلمه ی لال ترجیح...
رفتن،سفر،عبور دنیا کلافه است این روزهای تلخ وقت اضافه است
روزهامان را در رنگ های مختلف تا کردی و در چمدانت گذاشتی کاش چون آسمان چشم های بیشتری برای گریه داشتم حتا اگر هزار پا بودم با هر هزار پا کنارت می ماندم اما تو با همین دوپا تنها به رفتن فکر می کنی
از کنارت می روم! مرگ دلم یعنی همین... عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود .
هر روز خبر می رسد از رفتن یاری من مانده ام اینجا به چه کاری به چه باری
منو تهدید به رفتنش کرد ، آروم در گوشِش گفتم راه رو بلدی یا نشونت بدم
برای رفتن .. چمدان می بندند برای ماندن .. دل ! من کدام را ببندم ...! که نه خیالِ رفتن دارم.. و نه توانِ ماندن ..
یک رفتن هایی هست که تمام شعر های دنیا را به پایش بریزی برنمی گردد
مدت هاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر... بی کسی هم عالمی دارد...
عاشق که باشی رفتن نمیدانی میمانی … سر حرفت میمانی که گفته بودی تا ته دنیا کنارش میمانی... ️️️
ازش پرسیدم: پدر جان! آدم برای رفتن باید چقدر مطمئن باشه؟ گفت: مردها نمیزارن زنی رو که دوسش دارن؛ هوای رفتن به سرش بزنه!
چه رفتن ها که می ارزد... بهبودن های پوشالی!
هر جا هوا مطابق میل ات نشد برو فرق تو با درخت همین پای رفتن است
منو تهدید به رفتنش کرد آروم در گوشش بهش گفتم راه رو بلدی یا نشونت بدم..!
دلم از همه جا رفتن می خواهد و کنار تو ماندن را...
چه دردی بدتر از اینکه بخواهی رفتن او را... خودم صدبار جان کندم ولی رفتن صلاحش بود...
از کنارت میروم مرگ دلم یعنی همین عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود
ما دوباره به آبادی برگشتیم. دیر فهمیدیم ! رفتن… همه چیز را خراب کرده بود
لحظه خونین شدن قلبم یادت هست؟ وقتی که پنجه انداختی به رفتن
می خواھم بروم اما تا به کجا نمی دانم فقط می خواھم بروم به غربتی دیگر به عشقی دیگر و شاید به دردی دیگر حس رفتن تا ھمیشه رفتن وجودم رافرا گرفته است
وقت رفتن.../میگفت ، زودبرمیگردم/بوسه ، هنوز چشم براهست
آدما معمولا برای رفتن پاییز را انتخاب می کنند. خودت را برای غیر منتظره ترین فصل سال اماده کن...