متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
دست هایم را بگیر
دنیای من میان دستان تو رسم میشود...
سبزینه ی انگشتانت ، ریشه های عشق را در مبانی ام رشد میدهد.
روشنای بی همتای من!
دوباره و صدباره بخوان من را به آغوشت!
زیرا آغوش تو جهانی ست که تاریکی های عمیق روحم را نور می بخشد...
ایستاده ام
در هوایی که هوای تو را دارد
شهرمان به شوق پاکی قدم هایت لباس تماما سفیدش را به تن کرده
و تمام جاده های منتهی به تو
با عشق انتظار امدنت را می کشند
و من موهایم را نبافته ام
تا لحظه ای که از راه برسی، همچنان...
نخستین باری که دیدَمَت
قلبم خاطره ی هزاران نگاه را از چشم هایت برایم تداعی کرد
وقتی لبخند تو، اشتیاق را در وجودم
و تبسم را روی لب هایم متولد کرد؛
باورم به یقین مبدل شد!
تو رویای تمام اشعاری بوده ای که پیش از تو، از عشق سروده بودم....
با تو ...
حال تمام لحظه هایم ...
عشق ...
است ...
واسه دل عاشق بایدیه کاری کرد عشق یه باردیگه ازتوگدایی کرد
یک نفر دل به شما بست، همینست که هست
اگر او عاشق اگر مست، همینست که هست
بی تو این ثانیه ها را نفسی بند نبود
اسم این حادثه عشق ست، همینست که هست
مثل جنگاور رومی که برای تو نهد
جان خود را به کف دست، همینست که هست...
عاشق که باشی
از همه چیز میترسی
حتی از بخشندگی خداوند
شاید کسی دلبرت را آرزو کند
و خداوند مستجابش
✍️ رامین وهاب
امروز هم روز دیگری
برای دوست داشتن تو آغاز شد
تا شعری دیگر
بسرایم پر از واژه هایِ عشق
برای آن چشمان رویایی
که تا بر من می تابند آرام می گیرد
قلب بیقرارم،
سبز می شوم و گرم
در این زمهریر زمستانی ،
بتاب با گرمای بودنت
بر منی...
گفتم که عاشقت شدم، گفتی دلیلی؟ آیه ای؟
گفتم تورا خواهم و بس، گفتی نشد نشانه ای!
گفتم دلم رفته ز دست، بی تو ندارم شب و روز
گفتی به هرجا بنگری بینی ز من تو سایه ای
گفتم تو خورشید منی، سوزم ز عشق پاک تو
گفتی تو خود...
از دلم دل برده ای و از دلت دل می برم
تو شدی عاشق ولی من باز هم عاشق ترم
از دلم پرسیده ام حال دلم را بعد از آن
گفت هر شب دلبری دارم کنار دلبرم
عادتم این بوده بعد از سختی هر روز و شب
خستگی از تن...
رفتنت رفتن جانست کمی حوصله کن
آتشی بر دو جهانست کمی حوصله کن
ماه بیرون زده گاهی به تماشا بنشین
عشق بی پرده عیانست کمی حوصله کن
چشم تو چشمه ی عشقست و نگاهت چون رود
رود عشق تو روانست کمی حوصله کن
خنده بر روی لبت باز قیامت کرده...
من همون دیونه ام دیونه ای که
یک عمریه غصه هاشو چال کرده
نوشته پاره کرده دردهاش رو
دائم ویار میوه های کال کرده