چِل سال رنج و غُصه کشیدیم و عاقبت تَدبیر ما به دست شَراب دو ساله بود
آنچه اندازه گرفته می شود، قابل مدیریت می شود.
آنچه فرزند درباره ی پدر می اندیشد مهم نیست؛ چگونه پدر بودن مهم است.
این حجم از فاجعه و اندوه !.... چه تسلیتی ؟ چه تسلایی ؟!
رفیق خیلی میخوامت
مرگ اینجا نجات دائمی است
دلم گرفته و روی شانه هایِ خودم گریه میکنم
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه ایام دل آدمیان است
به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زان رو که بنیاد جفا و جور بی بنیاد می گردد
آهوان، گم شدند در شب ِ دشت آه از آن رفتگان ِ بی برگشت
اونقدر تو اغوشم بمون تا جات بمونه رو تنم
زاریِ ما در غمِ دل دید و شادیمرگ شد مردنِ دشمن ز تأثیرِ دعایِ ما مسنج
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
زندگی باتو قشنگ تره دلبر
بعضی ها آن قدر به دیگران وفادارند که به خودشان خیانت می کنند
یهسریاهستن یواشکیغصهمیخورن! بهشونتهمتبیخیالینزنید.
چه کنم با دل سرد تو به جز خو کردن برف دی را چه نیازی ست به پارو کردن
وقتی که چشم لال و زبان، کور و کر شود زخم آن زمان زبان به سخن باز میکند...
آرزویم چیست؟ دانی اینکه برگیرم شبی بوسه از لب های گرم آرزو انگیز او
ارتش زیبایی ات کافیست، آرایش چرا؟! اینقدر جنگنده ! آن هم غیربومی خوب نیست
گفته بودم چوبیایی غم دل باتو بگویم/چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
خواستم گریه کنم قلب صبورم نگذاشت وقت زانو زدنم بود غرورم نگذاشت
ایکاش عاشقانه با من بمانی ای عشق تو در هوای عشقم من در هوای عشقت!