مگر من از این شب ها چه می خواهم؟ به جز جاده های مه گرفته ی شمالی یک دل سیر نم باران یک موسیقی آرام یک دنیا دل خوشی کنار تو...
باش بی تو پاییز بی تو باران مرا خواهد کشت
برخی از مردم باران را احساس می کنند؛ دیگران فقط خیس می شوند...!
دردناک است باران ببارد خیس شوم و بدانم تو گرمای دستت مال من نیست پای به پای دیگری راه میروی زیر چتری که خودم به تو داده بودم. . .
ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان، ای وجود بی کران ، تو را سپاس ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی روزت مبارک
ابری ترین هوای منی و خودت نمی دانی وقتی به تو فکر می کنم چقدر باران می بارد
باش! بی تو پاییز بی تو باران مرا خواهد کشت.
تو مثل باران هستی بارانی که به زندگی کویری من جان بخشید
راضی ام از تو پاییز دوست داشتنی من... می بوسم و می بویم برگهای زرد و قرمزت را نفس می کشم در هوایت بوی باران داری بوی خاک و برگ من بوی خدا می فهمم از تو
عاشق که باشی /پاییز که باشد/ باران که ببارد/ انار که هیچ سنگ هم اگر باشی دلت ترک میخورد...
بوی بهار میآید صدای باران میآید ترانه ی عاشقانه قلبمان با خاطرات نگاهمان میآید این وصال عاشقانه ما تا رسیدن به ستاره ها میماند.
پاییز عاشق می شوم دنیای من زیباتر است / باران و رقص برگ و باد / این عاشقانه محشر است
ای باران / تابستان هنوز در حسرتت می سوزد اما تو در آغوش پاییز می باری
حتی در بدترین روزها امیدت را از دست نده همیشه قشنگ ترین باران از سیاه ترین ابر می بارد...
دوست دارم/ مثل یک استکان چای داغ دم غروب/ کنار پنجره ی پاییز /بخار شیشه و باران...این کیف کوچک ساده را به دنیا نمی دهم عزیز!
از تماشا کردن باران که لذت می بری روبرویم مدتی بنشین تماشا کن مرا
پاییز... این جا هوای دل ابری می شود آن جا باران می گیرد و این عادلانه ترین حس عاشق ست!
دعا میکنم غرق باران شوی چو بوی خوش یاس و ریحان شوی دعا میکنم در زمستان عشق بهاری ترین فصل ایمان شوی . . .
مرا بسپار در یادت به وقت ریزش باران، نگاهت گر به آن بالاست و در وقت دعا قلبت مثال بید میلرزد، دعایم کن که من محتاج محتاجم
شده از نم نم باران دلت خیس شوی؟ دایما مشق تو آن مرد نیامد باشد؟
برای روزهایی که من نیستم و تو دلتنگی تنها می ماند موهای بافته ام و باران نیم بندی که دیگر نمی بارد...
مهربانم عمرت به شیوه ی باران پُر از تکرارِ طراوت باد… میلادت مبارک
بی رحم ترین قطعه ی پاییز چنین است. باران بزند...شعر بیاید تو نباشی
باران که می بارد دلم برایت تنگت تر می شود... راه می افتم، بدون چتر، من بغض می کنم، آسمان گریه می کند !