متن حسادت
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حسادت
کاش لبخندت انحصاری بود...
مال خود خود من
چال گونه آن را به نام خودم می زدم و
تا آخر عمر روزی هزار بار برای
نمایان شدنش دعا می کردم
تمام کسانی را که برایت ضعف می کردند
قتل عام می کردم
دست خودم نیست من به لبخندت حسودم
عشقم
منو ببخش
ببخش اگه یه وقتایی اونی که انتظار داری نیستم...
ببخش اگه بعضی وقتا از ترس نداشتنت الکی بهت گیر میدم...
ببخش اگه اون وقتایی که بهم احتیاج داری کنارت نیستم تا آرومت کنم...
ببخش اگه پاک بودنتو میبینم اما بازم بهونه میارم...
ببخش اگه قراره یه روزی...
کسی که خودش رو قبول داره
و به استعدادها و توانایی هاش باور داره
هیچوقت نمیتونه حسود بشه...
آریا ابراهیمی
کسی که خودش را قبول داشته باشد
و به توانایی و استعدادهای خودش باور
داشته باشه هیچوقت نمیتونه حسود بشه...
آریا ابراهیمی
مردم تنها زمانی از حرف زدن پشت سر
شما دست می کشند که دیگر چیزی
نداشته باشید تا در مورد آن حرف بزنند !
حسودی میکنم به آنهایی که خالصانه دوست داشته میشوند،
حسادت میکنم به همانهایی که عشق در زندگی و میان مشکلاتشان پا در میانی میکند؛
و من بچه شده ام این روزها ، که گریه میکنم ، بهانه میگیرم و تنهایی اما ، همیشه سَرَک میکشد عجولانه در لحظات غریب من...
در قدیم امکانات کم بود اما تا دلت بخواهد مهر و صفا در میان مردم وجود داشت....
درست است مردم با سختی نان زندگی شان را در می آوردند اما در کنار خانواده و دوستان شادمان بودند.
منتی بر سر یکدیگر نمی گذاشتند... ❤️
اما حالا.....شاید گفتنش آسان باشد اما......
تو باختی !!
می دونی چرا ؟
نه ؟!
تو تشنه موفقیت مطلق بودی انقدر که از باختن می ترسیدی
همین که ترسیدی
شروع کردی به باختن
بعد هر باخت بیشتر می ترسیدی
خود تو می دیدی که هرگز به اون جایگاهی که می خواستی نمی رسی
بدون فکر الکی...
تا حالا به این فکر کردیم، تا حالا شده از هم دیگه تعریف کنیم بهم بگیم: چه صورت قشنگی داری؟ این لباسی که پوشیدی چقدر بهت میاد؟!
وقتی لبخند می زنی و می خندی صورتت خیلی جذاب می شه، آدم محوِ لبخندت می شه؟ تا حالا شده به جایِ تحقیر...
بزرگترین گرفتاری بشر حس تکبر است
که حس حسادت رابر می انگیزاند
و باعث سایر گرفتاریهای اومی شود
این 2 حس و مخصوصا تکبر همان صفات شیطانی هستند
ابلیس بخاطرآن ازدرگاه خداوند رانده شد
پای تو که درمیان باشد
حسود میشوم
نسبت به همه عابرانی که از کنارت میگذرند
به آینه ی کوچک اتاقت
که تصویر تو درآن منعکس میشود
به شانه ای که با دستانش
هرروز موهایت را نوازش میدهد
به پیراهنت
که تمام روز تو را درآغوش دارد
به کفش هایت
که...