متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
گاهی خودت را گم می کنی ...
جایی میان هیاهوی ذهنت ...
در انتهای وجودت سکوت نامت را فریاد می کند ...
جادهٔ خیال را طی می کنی به مرز افکارت ...
در دل تاریکی آرزو را به آتش می کشی و تیغ بغض ردی می شود بر گلویت ......
ylda nvis چه قهقهه های دروغی سر دادم ...
که مبادا نشانی از تاریکی درونم پیدا کنند ...
چه روز هایی که آیینه تنها همدرد غم هایم بود ...
از ترس ضربه هایشان به تنهایی بر سکوی زندگی رقصیدم ...
آن زمان که باید تنگ بغض را می شکستم و...
یلدا
تو از عمق شب می آیی
تاریکی از تو جدا نیست
امشب چگونه آغاز می شود ؟
با غروب آفتاب و ظهور تو ؟
یا ظهور تو و غروب آفتاب ؟
تو ستاره ای بر شب تار
زلف سیاه تو شعر بلندی است رها بر همه سو
یلدا
تو...
به قربان آن دو دیده سیه که بلای جان شده جانا 👀
بیا جانا که که این مردم دروغ میگویند که زلزله آوار میکند آنها نمیدانند که زلزله اصلی تو هستی تمام این آواره گی های من زیر سر تو است بیا بس است از این همه آواره گی و...
جانا بهاران گذشت ، خزان ها گذشت ولی هیچ قصد آمدن نکردی ، جانا بیا که جان فقط با حضورت آرام میگیرد بیا و نظاگر باش که اینجا زنی عاشقانه میمیرد...
جانا تو خود جانی چه کنم با تو که هم دردی و هم درمان گویمت برو درد میگیرد جان و دلم را پس بمان و کمتر از این تیشه بزن به ریشه این خسته دل
چه کنم با تنی که سودای
آغوش تو دارد؟!!
⭐سعید بیات⭐