شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
حلالت باد
ای عشق حلالت باد قلبی که حرامت شد
عُمری که به نام من همواره به کامت شد
آغاز شدی هر بار در نقطهٔ پایانم
آباد شدی ای عشق ، من یکسره ویرانم
هر کس به طریقی راند ما را زِ تن آسانی
از عشق نشد حاصل جُز یاس...
در جوانی پیر بودن، ای خدا درد بدی است
خسته از تزویر بودن، ای خدا درد بدی است
غرق در تاریکی شبهای ظلمت باشی و
از ستاره سیر بودن، ای خدا درد بدی است
شوق پروازت به سر باشد ولی بی بال و پر
در قفس زنجیر بودن، ای خدا...
آاای خانم غمزه هایت ریخت می خواهیدشان
می خرند عشاق اینطوری نیندازیدشان
می برند و پشت ویترین ها نمایش می نهند
دیدنی هستند، باید با دل و جان دیدشان
وقت لبخندت جواهرسازها مستاصلند
بین لبخند شما و برق مرواریدشان
خانم اینها که دلِ آدم اسیرش می شود
از کدامین بندر...
رفتنت رفتن جان ست کمی حوصله کن
آتشی بر دو جهان ست کمی حوصله کن
ماه بیرون زده گاهی به تماشا بنشین
عشق بی پرده عیان ست کمی حوصله کن
چشم تو چشمهٔ عشق ست و نگاهت چون رود
رود عشق تو روان ست کمی حوصله کن
خنده بر روی...
لعنت به من و عشق بعیدش، لطفا
بر بوسهٔ تبدار و شدیدش، لطفا
دکتر بخدا زندگی ام کابوس است
از حافظه ام پاک کنیدش لطفا
ارس آرامی
حرقه ای
که به آتش
آبستن است
تاریکی را
زندگی ، نمی کند
وَ مرگ
ناجی بازندگان است
آنان که می سوزندُ
می سازند.
هر روز
دورتر می شود
از لبانم
لبخند
اگر
آخرین حرفم
دوستت دارم نباشد
زیستن را
اشتباه کرده ام
باران که می بارد... می آیم
نفس در سینه می آید... می آیم
خزان چون برگ پائیزی... می ریزم
چو اشکی از چشت آید... می آیم
حضورم را که می بینی... خوشحالی!؟
برای خنده ای بر لب... می آیم
صدایم میزنی هر شب... بیدارم
چو مهتابی سوار ابر... می آیم...
دلسوخته را درمان آب نیست
جرعه ای شعر بنوشانیدش...
دوباره ساعت صفر و من و خیابان ها
و من ک گم شده ام لا ب لای انسان ها
دوباره ساعت صفر است و بغض من ترک برداشت
خوشا ب حال شما ای همیشه خندان ها
ترا من چشم در راهم
ترا من چشم در راهم
شباهنگام
نیما یوشیج
ای عشق..
شکسته ایم مشکن ما را
این گونه به خاک ره میفکن ما را
ما در تو به چشم دوستی میبینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را.
فریدون مشیری
زندگی من،
کودکیست
زیر باران
طلوع یعنی
خدا،
هنوز ناامید نیست
گناه
لباس شایعه به تن کرد
وقتی بخشش
به خاطره پیوست