متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
گفتی بنویسمت غزل می خواهی!
غمگین شده و راه حل می خواهی!
بوسیدمت از بهانه ات فهمیدم
انگار فقط کمی بغل می خواهی!
🟪 شاعر: سیامک عشقعلی
محبوب من
غم هایت در اتاق بغلیِ غم های قلبم خانه دارد
هر وقت آزرده شوی
سر وصدایشان غم های مرا بیدار می کند
و همه با هم به سوگِ رنجِ شما می نشینیم...
سرم برای دوست داشتنت درد می کند
اما نگاه تو مرا دلسرد می کند
همیشه سوال من از خودم این است
چه کرده ام که برخورد سرد می کند ؟
کاری که می کنی نامش چیست می دانی ؟
همان که پاییز با برگ زرد می کند
نگو که می...
ای زمانه! تو در ریسمان بخت من و او گره ای افکندی و نام این گره تقدیر گشت.او دورترین آدم نقطه زمین و زمان از موقعیت مکانی و زمانی من است. او با من میلیون ها میلیون سال نوری فاصله دارد. من و او هم زبان نیستیم؛این خطوط جغرافیایی گویی...
ای که پرچم دار عشقی؛
خالص و بی ادعا
من برایت قلب خود را
ارمغان اورده ام
ای پناه و تکیه گاهم
در هیاهوی زمان
خاطرات خسته ام را
بی فغان اورده ام
باغبان تاک های
مست شیرازی منم
چون شرابی بی نظیر
از عمق جان اورده ام
شهرزادقصه گویم...
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم!
اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم!
یا چشم بپوش از منو از خویش برانم؛
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم!
بگذار بمیرم، که بمیرم، که بمیرم:)
این دیوونه دیوونته دیوونه:)!
اومدنت تو زندگیم
بهترین هدیه
و بودنت
به کام ترین معجزه عشقه
عاشقانه هایم را
برای تو
بی آنکه باشی
سربسته می گویم
ای بودنت
قافیه ساز
زندگی عاشقانه من
عمیقاً به یه عشق واقعی از جنس بوی بغل مادر نیازمندیم
تو را از فراز هفت آسمان تا ژرف ترین نقطه ی زمین دوستت دارم♥️✨
و ریشه های قلبم را به جانت وصل می کنم 🦋
مبادا دگرگون شوی که جانم آتش می گیرد🔥
رقیه سلطانی
چشمانت قاتل یک شهر است
که همه جا را ویران کرده
و من آن شهر ویرانم
که هر لحظه فرو می ریزم
و از نو ساخته میشوم
باز ویران میشوم
این قصه چشمان تو
و زندگی من است
احسان اکبری
چشم هایت را
به یک فنجان
دل نوشته دعوت کردم
نخواندی ، سرد شد
و از چشمانت افتاد
حالا من مانده ام
با تکه های
شکسته ی فنجانم
مجید رفیع زاد
بیا به دنبالم!
و مرا ببر به جایی که آدمی نباشد...
جز من و تو💞
که آدم ها زخم که می زنند مرحم نمی شوند:)💔
رقیه سلطانی
نگرانم نگران خودم و حال دلم
نگرانم که پس از تو به کی دل بدهم؟
نگرانم که چرا بی تفاوت شده ام!
مثل بُت کنج اتاق در فکر توام...🖤
رقیه سلطانی
زیبا تر از آن خنده ی زیبا وسط بغضِ بزرگ
دلچسب تر از عطر چای و قند هِلی
شیرین تر از طعمِ عسل در سبلان
تو در آغوش من از هر چه خوب، خوب تری:)
دلتنگ که باشی دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند
می باری و می باری!
دلتنگ کسی که هیچوقت نبوده
یا کسی که نیامده رفت
و خاطرات دو سه روزه اش را مرور و تکرار میکنی
گاهی هم در خیالت با او حرف می زنی
نمی دانم کی تمام می شود...
از چه برایتان بگویم؟
از چه بگویم که حالت خوب شود؟
از چه بگویم که غم جرات آمدن به سمت را نکند
از چه بگویم که بیخیال فردایت شوی
و غرق شادی امروزت
از چه بگویم که درد و حسرتی در ابتدا و انتهایش نباشد!
از چه بگویم پایانش تو...