علم بهتره یا آغوش؟ فصل اگه بهار باشه یار اگه کنار باشه بادِ آروم اگه پرده رو تکون بده بوی بارون اگه قاطی بشه با بویِ عطرِ تنش تو بگو کل دنیا یا آغوش؟ تو بگو بهشت یا آغوش؟ آغوش! آغوش!
بریز عطر نفس هایت را روی تن تب دار جمعه مطمئن باش صبح هایش طعم سیب و غروب هایش... رنگ بهشت خواهد گرفت!
همیشه دلم می خواست بدانم پرنده ی بال شکسته ای که بعد از مدتها، برای اولین بار به پرواز در می آید آسمان را چگونه می بیند؟ تا اینکه عشق تو مرا از هر زمینی جدا کرد؛ و من در آسمان ها به پرواز درآمدم..
دوست داشتن تو فتوایِ دل است
انتظار گاهی قشنگ است... وقتی که می دانی یعنی دلت مطمئن است خدا، جایی دلی را بی قرارِ... بی قراری هایِ تو کرده ...
کاش می شد در دل این "خرداد" دلپذیر با صدای پایت جاده چشمانم را پاگشا نمایی، باران شوی و خیسم کنی از آوار عشق...
عاشقی کن که عاشقی کردن به وقت درد مثل پابرهنه به دشت شقایق دویدن است
مرسی که هستی و هستی را رنگ می آمیزی هیچ چیز از تو نمی خواهم فقط باش فقط بخند فقط راه برو... نه، راه نرو می ترسم پلک بزنم دیگر نباشی.
به خنده هات ، به چالِ گونه هات گاهی می شود سوگند خورد اما به چشم هات ، همیشه
{طُ} بانی تمامِ دلخوشیامی عشقم
قرار صبح هایم با چشمانت بود زیر پنجره ی نگاه آنجا که گلدان لبخندگل می داد من پر از شبم دیدگانت سالهاست سر قرار نمی آیند
مرا محکم بغل کن زنده خواهم شد به آسانی که گرمای تنت در گردش خونم اثر دارد..
براى عشق هاى تمام شده تنها یک چیز مى توان گفت و آن این که: «به هر حال زیبا بود» .
من فقط تو را دارم در دنیا تنها هستم باید خیلی دوستم بداری فقط به تو می توانم فکر کنم. اگر به زندگیم فکر کنم بفکر خودکشی میافتم باید تمام روز به تو فکر کنم، با من بدرفتاری نکن! عشق من، هرگز به من بدی نکن، تو تنها چیزی هستی...
دستت را بگذار بر قلبم دختری که بعد از تو دوستش خواهم داشت دخترمان خواهد بود!
و عشق پزشک حاذقی ست که نسخه یِ تمام درد هایم را لابلای موهای تو پیچید
هر صبح... اِنگار کنارت،عشق تلاوت می شود... و روزگار،زندگی را با لبخند به نگاهم می چسباند...
آدم مى تواند عزیز دل خیلى ها باشد اما تو جورى رفتار کن که همه بفهمند تو فقط عزیز دل یک نفر هستى
عاشق که می شوی قشنگ می شوی قشنگ مثل روزهای آفتابی روزهایی که آفتاب می آید و هوا برای دیدن داغ می شود قشنگ مثل وقتی که می گویی: گرمم است! بیا برویم طرفِ جایی کنار چشمه ای، لب دریایی قشنگ مثل رفتن های زیر یک درخت دراز به دراز...
تاریخ شروع زندگی ام... از هزار و سیصد و آشِنایى با تو،آغاز شد!! و این عاشقانه ترین،جمله ایست که... مى توان مقابل دلبرى هایت گفت!!
your hair was the most,romantic dream I wove... موهایت... عاشقانه ترین رویایی بود که بافتم...
گرمای آغوش تو یادآور"عصرهای تابستان" است که میشود زیر سایه دوست داشتنت آرامید و عشق را به تشویش کشید.
قشنگی صبح، به اینِ که خورشید با صدای خَنده تُ چِشم باز کنه..
بعضی از نگاه ها صدایِ قشنگی دارند بدون کلامی جویایِ حالت می شوند بدون کلامی " دوستت دارم " را می گویند، بدون کلامی آرامش و اطمینان را به قلبت بر می گردانند بعضی از نگاه ها صدایِ قشنگی دارند دُرست مانندِ نگاهِ تو ...