قحطی عشق آمده جانم باید احتکارت کنم در جغرافیای بن بست دلم همانجایی که مدت هاست خاک می خورد در ورودی اش هم تار عنکبوت بسته بود محبوب من قبل دیدار شما کبوتر دلمان به هوای هیچ کسی پرواز نکرده بود بس که همه رهگذر بودند و عابر ... بمان...
این حرارت تابستان را بگذارید به حساب این که فصل دوم سال دلش به بودن معشوقه اش گرم است.
می بینی جانم کیوسک های تلفن را که جمع کردند دیگر دوستت دارم هایمان صادقانه رد و بدل نشد ما ماندیم و هزاران حرف عاشقانه که اگر تلفن های همراهمان آنتن نداشت اصلا یادمان می رفت یک نفر هست که همیشه باید باشد.. جایگزین هم ندارد می بینی تکنولوژی چه...
همین بوسه ها که بوی دهان های مختلف می دهد برای چشم های تو بهتر است. این روزها که شاعر نیستم و آن روزها که شاعر نبودم می دانستم نام زیبای بعضی از خیابان ها، فقط برای فروختن قرارهای عاشقانه خوب است .
حتی اگر سحرخیزترین چشم جهان باشی. حتی اگر زودتر از خورشید بیدار شوی. باز هم مردمک های تو مسیر شب را نشان می دهند. ما روزها را به زندگی کردن دیگران مشغولیم و فقط شب ها را در خود زندگی می کنیم. من با صدای تو، بیشتر از هزار و...
ای صورتت، مزرعه ی گندم در آفتاب ای لبخندت، جشن برداشت زعفران ای گردنت، پرواز پرندگان از نی زار مرا ببین که به اسکله ی تو پناه آورده ام دستان تشنه ام را توی لباس بندری ات بریز به آغوش هایم جواز عبور بده ...
من از یک جا ماندن بیزارم ولی تو مرا یک جا نگهدار و برای یک دقیقه هم که شده در خیالت جابه جا نشو. مردمک هایت را دقیقا مماس مردمک هایم نگهدار و به اندازه یک هکتار گندمزار ، در نگاهم جوانه بزن. جهان حوالی ما به احترام ایستادن ما...
بیا تا... دل هم، جان هم ️ جانان هم، دلدار هم باشیم!
تو خواستنى ترین...️ دست نیافتنىِ این شهرِ شلوغى!
کسی که دوستش دارم غزل است؛ اسمش که نه! چشم هاش .. ️️️
و تو خلاصه ای هستی از تمام آنچه که دلم برای یک عمر دیوانگی.... و زندگی و دوستت دارم می خواهد...
دوست داشتنت از جایی شروع شد که تنت منبع آرامشم شد ...؛! ️️️
کنارت یک جهان شعرم..شبم.. شوقم..شورم..یک جهان آسمانم! بال و پرم، پروازم...یک جهان می خندم... می رقصم... کنارت یک جهان مال من است...
همین جا بمان عشقم... همین گونه که هستی... بمان و تنها به من نگاه کن... نگاه کردن عشق است... و ببوس مرا بی وفقه... باز هم بلند بلند ببوس مرا...
اگرم به سوی دوزخ ببرند باز خوش خوش بروم ولی به جَنت نکنم گذار بی تو...
دلم بچه گربه ای ست گوشه گیر و خجل که از نگاه تو می ترسد... نمی دانم... شاید هم، چشم های تو سگ دارد...!
من شاید اولین عشقت نباشم اولین قرارت یا اولین بوسه ت اما فقط میخوام که آخرینت باشم️ ️️️
بازتاب نگاهت لبخندیست که هر صبح روی گونه هایم چال می شود ️️️
نخستین بار که عشق به سراغم آمد ادعای مالکیت جهان را کردم و همه چیز و همه کس را متعلق به خود دانستم. امروز که تهی از خودخواهی ها و تصاحب ها، نگاهی عاشقانه به زندگی دارم، از هرچه هست تنها مالک تنهایی خویشم و فروتنانه غیاب حضورم را اعلام...
چشمانم را می بندم و به اعماق روحم می روم نبودنت ذره ذره جانم را می گیرد و مرا غرق در نداشتن می کند... نجاتم بده.
هیچوقت ، هیچکس به اندازه ی من دوستت نخواهد داشت ! این تو، این تمامِ آدم ها ... ️️️
تو با روح من از روز ازل یارترینی...
درون ما زِ تو یک دَم نمی شود خالی...
ی چیزا ن تکرارمیشن ، ن تکراری مث طُ برای من •