متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
«إذا کان هناک فی یوم من الأیام شخص یحبک أکثر منی ، آمل أن یأتی ذلک الیوم فی أقرب وقت ممکن و یعوض نقص حبی لک»
«اگر یکروز کسی باشد که تو را بیشتر از من دوست داشته باشد، امیدوارم آن روز هر چه زودتر برسد و کم بودن مقدار...
تو قشنگی درست مثل قشنگی اهنگ وضعیت سفید حامیم،تو اروم ترین مسکن دنیای منی درست مثل ارامش اهنگ بغلم کن فرزاد فرزین،تو درست مثل ملایم بودن اهنگ عشق یعنی سینا درخشنده،تداعی یه روبان قرمزی،
تو مورفین حل شده میون اهنگ الکی علی یاسینی هستی،تو شبیه پلی شدن مدام اهنگ مسافرت...
خیلیا میگن من واسه اینکه بیشتر از حسی که بهت دارم عاشقت بشم،به یه قلب دیگه توی قسمت راست سینه ام نیاز دارم ولی من میگم،من واسه اینکه بیشتر دوست داشته باشم...به قدرت درک تو وسط بیحوصلگیات، به صبر بیشتر برای همراه بودنم توی سختیات،محتاج ترم.
واسه اینکه بچگی نکنم،وسط...
در مسیر باد هر لحظه رهایم می کنی
دم به دم با زخمِ هجرت آشنایم می کنی
داغِ سنگینی به دل دارم کجا گویم تو را؟
این کجا گویم تو هر جا نخ نمایم می کنی
بلبلی در مجلس شب بوده ام عمرِ درازی
سنگِ غم بر من زنی حال،...
جادوانه می خوانم
جوانه می زند و من ترانه می خوانم
به شوق عطر گلی نوبرانه می خوانم
برای آن که بگیرم سراغی از جانان
دوباره با دل و جان عاشقانه می خوانم
مقیم جنگل و باران و سبزه زارانم
شکوه برگ و بری دانه دانه می خوانم
بگو به...
گر چه گاهی شعر من بر قامت گیسوی توست
بهترین محصول حالم در بَرِ ابروی توست
چادرت را سر کنی جنگ جهانی میشود
عامل این جنگ خونین هم سر تک موی توست
مثل زنبوری که شبگرد گلستان بوده است
صاحب این زحمتم، زیباییش کندوی توست
من شدم صیاد گیسوی رخ...
هر نوایی
جز صدای تو می شنوم
نا شنوایی به سرم می زند
چه می دانی
از تجسمی که کور می بیند؟
چشمانت راببند...
هر آنچه جز تاریکی تصور می کنی
خیال نیست
حتی اگر تصویر را معنا نکنی
علیرضا نجاری (آرمان)
تا زمانی که دنیایت
مرا «تصرف» می کند
مستی را جز طرح چشمان تو نمی فهمم
«ترس» چه با تو چه بی تو معنا می شود
اما اگر نباشی تلخ تر است
علیرضانجاری(آرمان)
می روم که بمانی
بمانی نمی روم...!
بروی من هم می آیم
باران هم می آید
آری پشت سرت نگاهی انداز
من باران به باران برایت می بارم...
سید عرفان جوکار جمالی
گاه عاشق در مسیرش ترک عادت می کند
به بهانه راه احساسِ عُسرَت می کند
می زند خود را به خواب تا که یادش برود
لیک پنهانی نگارش را عبادت می کند
رو به قبله می نشیند به بهانه ی نماز
زیر لب آهسته نامش را تلاوت می کند
برگ...
نخواهم داد از دستت به این زودی به این مفتی
تو بودی که برای من همه از عشق میگفتی
جهان از چشم من شاید بیفتد بی خیال اما
تو چشمان منی از چشم من هرگز نمی افتی
علی اکبر اسلامیان بیدل خراسانی
منو و تو هر دویمان عشق همین تکراریم
گر که تجدید شود مانده از آن افکاریم
شده تا صبح شوی باعث اشک دل او؟
هر چه رنجی کشمَش عاشق آن دلداریم
مدتی هست که صحرا شده این صحن دلم
هر چه خشکی شودش ، لاله ی آن گلزاریم
کوچه ی...
کاش من خانه ات بودم تا شب به شب خستگی هایت را برایم می اوردی
کاش من بالشتت بودم که شب ها سر روی صورت سردم بگذاری و بوسه بارانت کنم
و یا کاش من پیراهنت بودم تا صبح به صبح لمس کنم آغوش تورا
کاش من شیِ کوچکی بودم...
تو غریبه ترین آشنایی بودی
که من
در نگاهت خودم را جا گذاشتم
برای ابد
و انتظار آمدنت مرا کور کرد
درست مثل ذلیخا
گوشی ام زنگ می خورد
سراسیمه خودم را به آن می رسانم
نفس نفس می زنم.
شماره ی تو نیست... بی تفاوت گوشی را زمین می گذارم. امروز درست سه سال و چهار ماه و سه روز و ده ساعت و دو دقیقه است که تو رفته ای و من...
روزی کتابی خواهم نوشت
خوش شانس ترین زنی که تورا داشت
و بدشانس ترین زنی که نمی توانست برای ابد گم شود در آغوشت...
و این است ماجرای تمام عشق های نیمه کاره
در اوجِ خواستن باید بروی و ادای نخواستن را در بیاوری با لبخندی به پهنای اقیانوس آرام...
دل به داغت مبتلا کردم، چرا کردم چرا؟
عمرِ خود را وا نهادم من، جفا کردم جفا
من ز جان خویشتن جا مانده ام ای جان من
جان ز تن گشته برون عمری، جدا کردم جدا
عیب باشد عاشقان در درگه تو مویه کنند
عُذرِ من کن تا سحر هر...
دلم
یک باغ می خواهد
پر از عطرِ گلِ یاس و گلِ نرگس
که در آن شادمان
از لابلای شاخه ی سبز درختان
بشنوم آواز مرغان بهاری را
دلم
همصحبتی با
موجِ ساحل را
سحرگاهان
به همراه نگاه مهربان و گرمِ خورشید فروزان
با تو می خواهد
و صبحی که...
گرچه پیرم ناز نازان، کیمیا آورده ای
بهرِ دردِ عاشقان امشب دوا آورده ای
برگ و باری نیست، زخمِ دل نمی گردد رفو
حالیا که آمدی جانی مرا آورده ای
در رَهِ دل دادگی عمرم فنا شد، عیب نیست
آمدی خوش آمدی آری صفا آورده ای
آمدم با یک دل...