متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
و ما در هیاهویِ روزگار اگر آرامیم،
دلمان به خدا گرم است . .🌱
شب است و یاב و בلتنگـی،
و قلبی ڪه قرارش بی قرار گشته.
لبخند تو را در دل خود قاب گرفتم
بردیده زدم، عشق تو را ناب گرفتم
کاش زودتر میفهمیدیم
که دنیا هیچ است
و این هیچ
ارزشِ هیچ کاری را نداشت
چه پوچ است این دنیا
و ما چقدر دویدیم
برای هیچ!
مبادا که بگذرد روزگارِ وصل
و من چو خاک شوم، و تو با اشکِ حسرت آیی
این لحظهها که هستم و داری به دستِ من
کاری بکن که عشقِ تو جوید مرا زِ تن
این مرگ،
مرگِ معمولی نبود
من در آغوشِ بوسهی تو
از نو متولد شدم
جانم را گرفتی
اما شکایتی نیست
چون در کنارِ تو
مرگ هم بوی زندگی میدهد
مرگ اگر اینقدر شیرین باشد
من باز هم
همان راه را میروم
کنارِ لبانِ تو
کاش میشد
حسرتِ این گذشتنِ تو
به دلم نماند
بگذر و جانم را بگیر
چه آرزوی قشنگی!
اگر قرار است بمیرم
به دستِ عشقِ تو باشد
همان بهتر که بمیرم
اگر گذشتنِ تو
مرا به کامِ مرگ کشاند
بگذر عزیزم
بگذار در عبورِ تو جان دهم
پروانهوار دورِ تو چرخیدهام مدام
با اینکه سوختم، ز هوای تو دل نکندم
هر زخم اگر ز دستِ تو باشد عزیزتر
من از نگاهِ تلخِ تو هم باز دلخوشم
از سوختن کنارِ تو ترسی به دل نماند
وقتی تمامِ جانِ من از بودنِ تو پُر است
گفتم مگر ز آتشِ عشقت رها شوم
دیدم بدون شعلهی تو، سرد و بیکسم
دل را شکایتی ز غمِ عشقِ تو نیست
من با همین عذابِ شیرین، خوشم هنوز
صدایت که میآید
غمها کمی عقب میروند
و دلِ من
باز به تپش میافتد
برای تو
جهان
اگرچه پر از هیاهوست
من
باز هم آرام میشوم
با فکرِ تو
تو میرسی
و خستگیِ دل
از یاد میرود
چون صبحی که
به نامِ تو آغاز میشود
عشق یعنی که تو باشی و جهان کم باشد
دردیست این، که شفا هست و در درمانها نیست