متن تنهایی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تنهایی
توو این آب یکیو دیدم
این من نیستم فقط شبیهشم
موجا میزنن و میرن
دیگه هیچ وقت خودم نمیشم
نمیدونم کدوم نقاب
از این کابوس میده منو نجات
وقتی که اومدن به جات اینا
من سپردمت به باد
کاشکی بیارمت به یاد
یا یه روز ببینمت توو خواب
حتی شده...
دستای ما مال کی شد؟=))♡∞
کسی که در سیاره ای مملو از جمعیت
تنهایی را انتخاب می کند،
دیوانه نیست، دلشکسته است،
بیگانه نیست، نا امید است.
شعر: تنها محمد (شاعر کورد ساکن ولز)
برگردان: زانا کوردستانی
عروسکم دق کرده
آه از
یک تنهایی بلند...
رها فلاحی
زمین گیرم کرد دلتنگی
کسی نیست خاک دلم را بتکاند
تنهایم ؛
و این تنهایی است که هر شب
قصه ی مشتی خاک
و قلبی پاک را روایت می کند
چه زجری می کشد گوشم
که هر شب می شنود با ماه
قصه ی خاک و دل و
سوز جدایی...
اگه میخوای هیچ وقت ناراحت نباشی تنها کاری که باید بکنی باید این باشه که با هر آدمی مثل خودش برخورد کنی درست عین خودش
سلام على حسرت بَقیَت فی القلب؛ و ربّما ستبقى
سلام بر حسرتی که در قلب 🖤ماند و خواهد ماند
القلب💔مجروح و محزون من مصیبتک
و چه سخت است وداع با تو
وقتی طاقت جدایی نیست
جسمم می رود اما روح و قلبم کنار می ماند
پنجشنبه های دلتنگی
وادی السلام...
کودکیهایم کجا رفت خودم هم نمیدانم چه بر آرزوهایم و رویاهام آمد باد آمد و همه را با خودبرد من مانده ام و تنهایی مطلق
ای عشق چه می خواهی توازجا نم
نگاهی کن ، ببین بامن چه هاکرد ی
مراازشهرخودازخانه خودهم برون کردی
مراازبیخ وبن کندی یوتنهایم رها کردی
بگو ازمن چه می خواهی؟
بیاای عشق رحمی کن
به حال این من عاشق
که بی او هیچ وتنهایم
توازشبهای تنهایی چه میدانی
تو از...
تلخ تراز قصه پرغصه من
شنیده ای چیست بگو؟
تنهاترازاین مرد کسی هست بگو؟
این دفترو این قلم شده مونس من
یک گوش برای درد دل نیست
کسی هست بگو؟
رفتم که بگریزم ازاین تنهایی
اماچه کنم محرم اسرارنبود..
گفته بودم نروی دور شوی ز چشم من
لحظه ای بزند بر سر تو یاری دگر
گفته بودم بروی میمیرم
بعد تو تاریک شود زندگی ام
لحظه ای دوری ز تو می کشد قلبم را
من نمی دانستم ولی
زندگی بعد توام جریان داشت
زندگی ام بعد تو زیبا شد...
تو،،،
کنج اتاقت
تنهایی را به آغوش کشیده ای
و من گوشه ای از دنیا؛
خاطراتت را...
...
تواردی دردناک ست
عشق!
لیلا طیبی (رها)
من در این هیاهوی شهر
تنها تو را در قلب خود جای داده ام
این را باید ساعت ها فکر کرد
امیررضا بارونیان
میشه نگام کنی ؟!
چقدر خوب نگاه می کنی ؛
میگم میشه هر لحظه که خواستم نگام کنی
آخه اینجوری که نگا می کنی
قشنگ میشه خوشبختی رو حس کرد ...
با پای زخمیم همراهیم کردی
وقتی دویدم قول میدم کولت کنم
:-)
دوری و تهران بی تو با من جنگ دارد
در کوچه هایش با هوایت غرق دردم
این روزها حالی نپرس از من که بدجور
این شهر را یک شعر سرخ از غصه کردم
بعد از تو حسرت شد برایم مهربانی
اینجا تمام مردمش قهرند با هم
از ازدحام پوچشان پیداست...