متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
عشق
گُل می کند
حتی
در مرداب
از نیلوفر بپرس
حجت اله حبیبی
جهانم را
به آتش زد
نگاه خیس بارانش.
حجت اله حبیبی
سراغ از عشق و یکرنگی
کسی دیگر نمی گیرد
مجازی می خرد مادر
دعای صبح و شامش را
حجت اله حبیبی
سایه ای مانده
ز سروِ قامتم .
حجت اله حبیبی
صدایم در نمی آید ،
و
یا
گوشی نیوشا نیست .
حجت اله حبیبی
با « تو » تنها
پر شود
دنیای من .
حجت اله حبیبی
من
از دنیا
نمی خواهم
مگر
گرمای آغوشت .
حجت اله حبیبی
صبر مرا
به خنده ی خود
امتحان مکن.
حجت اله حبیبی
کاش
چشمان تو
سر چشمه ی
ایمانم بود .
حجت اله حبیبی
آنقدر
ماهی
که
می گردد
جهان دور سرت .
حجت اله حبیبی
تا کی ،
تو به ساز این و آن
می رقصی
یک بار
به ساز دل شکسته ی خویش
برقص .
حجت اله حبیبی
رسم ما
دیدن و
دلبستن و
دل کندن شد .
حجت اله حبیبی
بیا
کنار پنجره ،
به زخم قاصدک،
نمک بپاش .
حجت اله حبیبی
صدای خنده ی تو
شهر را، به هم می ریخت
هوای باغ دو چشمت،
اگر چه بارانی است .
حجت اله حبیبی