من در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم
اگر کسی گرهای دارد و تو راهش را میدانی سکوت نکن! اگر دستت به جایی میرسد کاری کن. معجزهی زندگی دیگران باش بیشک فرد دیگری معجزه زندگی تو خواهد بود ...
در کوچه ، خیابان ، مترو صدای تو را می شنوم در خانه ، سکوت ، رویاها می گویند دیوانه ام می گویم دیوانه اگر بودم که صدای شما را می شنیدم
امّا دیدی... آرام آرام دلمان به بی کسی صدایمان به سکوت و چشم هایمان به تاریکی عادت کرد...
آجیل سفره عید ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می گفت: پسته لال ؛ سکوت دندان شکن است !
سکوت ، اینجا صدای تو هوا اینجا هوای تو پر از تکرار این حرفم دلم تنگه برای تو
پاییز فصل عاشق شدن است فصل زردی و سکوت چهره هاست فصل گریه...خیره ماندن... شب نشینی غم است فصل گیجی از نبود رنگ عشقت در میان بوته هاست
گاهی لحظه های سکوت / پر هیاهو ترین دقایق زندگی هستند /مملو از آنچه می خواهیم بگوییم ولی نمی توانیم.
چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد پس با تمام سکوتم دوستت دارم
سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند
هیچ صدایی بالاتر از سکوت نیست ( روز جهانی ناشنوایان گرامی باد )
در گذر زمان غرق می شوی و در دنیای سکوت خویش عمق محبت را لمس می کنی. روز جهانی ناشنوایان را تبریک می گویم.
دلتنگی نه حرف حالی اش می شود نه نگاه ، نه گفتنِ مدامِ دوستت دارم ! دلتنگی یک سکوت می خواهد یک آغوش که بویِ عطرِ تو را تنها داشته باشد که بدانی دور که شد ، هنوز هم آغشته باشد از بویِ تو ... دلتنگی ، امنیت می خواهد...
مثل امواج دریا آمدی و ساحل قلبم را در میان خودت گرفتی ، همدیگر را دیوانه کرده بودیم با نوازش های هم ، آن سکوت عاشقانه رابه یاد داری در لحظه بوسیدن هم؟
دلم می خواست کسی باشد که مرا بلد باشد. بلد بودن مهم تر از عاشق بودن یا حتی دوست داشتن است. کسی که تو را بلد باشد با تمام پستی بلندی هایت کنار می آید!می داند کی سکوت کند/ کی دزدکی نگاهت کند/کی سرت داد بزند...و کی در اوج عصبانیت...
هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار چنین چرا دلتنگم؟! چنین چرا بیزار
تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست از این سکوت گریزان، از آن صدا بیزار
ساحل جواب سرزنش موج را نداد گاهی فقط سکوت سزای سبک سریست
مرا جواب می کند سکوت چشمهای تو و باز تنگی نفس و باز هم هوای تو … دوباره می زند به این سر جنون گرفته ام دوباره انقلاب من… دوباره کودتای تو…
کم کن این فاصله را..عمرم فرصت ندارد پاک کن گونه هایت را..اشکت قیمت ندارد بنگر چشم بارانیم را..طاقت این همه محنت ندارد دل لب فرو بست و گرفت روزه سکوت..صحبت ندارد
دریا نیستم ... اما دل که می زنی به من، بی کرانه می شوم . روزه ی سکوت می گیرم، و تا افطار صدای تو، نمی شکنمش! روزه می گیرم لبهایت را! لذت افطارش، یعنی بهشت!!!
چند ریال چند دلار بگو چه قدر بیشتر؟ سکوت نکن بگو عشق او، چه قدر بیشتر از من ارزش داشت؟
“آنکه میگوید دوستت دارم خُنیاگر غمگینیست که آوازش را از دست داده است ای کاش عشق را زبان ِ سخن بود