شعر عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر عاشقانه
تا سر به هوا هستم و همراه ندارم
راهی به جز افتادنِ در چاه ندارم
چشمان پُراز گریه ی تقویمم وبی شک
یک پلک زدن فرصت دلخواه ندارم
از نعره ی پُر آتش آن کوه مِه آلود
جز چند نفس شعله ی جان کاه ندارم
مانند سپاهی که پریشان...
در لحظاتی که کنارت نیستم
دریایی از عسل هم
دل شوره هایم را شیرین نمیکند
آروین شاه حسینی
آمدی جانمٖ به قربانت صفا آورده ای
درد بی درمان قلبم را دوا آورده ای
با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام
آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای
بویِ شور انگیزِ باراڹ می دهی
با نگاهت بر دلم جان می دهی
بسڪہ خوب ومھربان و صادقی
بر دلم عشقی فراوان می دهی...
دعوت
تمامِ زندگانی دیدنِ توست
دلم گرمِ چراغِ روشنِ توست
مرا دعوت به آغوشِ دلت کن
که جانم بسته بر جان و تنِ توست
سپیده اسدی
مهربان
لبم را تا به مهرت باز کردم
به نامت عشق را آغاز کردم
چو دستم را به دستانت سپردم
ز شوق روی تو پرواز کردم
-اعظم کلیابی
-بانوی کاشانی
در تهرانی ترین حالت تهران
در آن دود و دم
و خفقان
در آن لحظه ی سوت و کور و غمگین
دوستت خواهم داشت
در میان رود سِن
در هیاهوی خنده های بی امان
دوستت خواهم داشت
قدم زنان
در بهشت سن سپاستین
در میان تپه های سبز
و ساحل...
طلوع همه با توست
و غروب بی تو
بگو چگونه زاده نشوم
در وطنی به نام آغوش
و شعله نکشم
با آتش چشمانت
وقتی جنگ تنگاتنگ با تو
به انقلاب ابدی می انجامد
و دهان ماهت
به کلمات تاریک دستانم نور می فشاند
آنگاه که بی وقت سر می زنی...
فرق داری با تمام مردم این روزها
آمدی با قصه ای سبز از گل و دلبستگی!
بودنت خورشید را آورد در دنیای من
با حضورت رفت از هر فصل سالم خستگی!
گاه در تنهایی ات درگیر هستی با جنون
مثل دیروز است در تکرار غم فردای تو
ناگهان یک روز،...
با طلوع عشقت
آغاز می شود صبح دیگری
و بخیر می شود صبحم
با بارش آیه آیه غزل چشمانت
و من
دوستت دارم هایم را
می آویزم بر
گیسوان طلایی حضورت
-بادصبا
رویای تو را
هر صبح
می سپارم دست قاصدک های عاشق
ای زیبای من
که نامت
زیباترین واژه دفتر شعرم شد
و نگاهم
چون
آفتاب گرانی
می گردد در پی نگاه تو
-بادصبا