نمی دانم ! نور از آفتاب است یا از تو؟ فقط می دانم .. شب بخیر هایت ؛ دنیای مرا نورانی می کند ️️️
شب ها آرامشی دارند از جنس خدا پروردگارت همواره با تو همراه است امشب از همان شب هایی ست که برایت یک شب بخیر خدایی آرزو کردم... ️️️
تا که رسیدم بَرِ تو از همه بیزار شدم...!️ ️️️
بارها افطار خود را قبلِ موعد خورده ام بس که از زیبایی ات الله اکبر گفته اند...! ️️️
گر عاشقی فدا کن در ره عشق جان را
من و دل بریدن از تو چه محال خنده داری
درد بیعشقی ز جانم برده طاقت وَرنه من ، داشتم آرام ، تا آرامِ جانی داشتم ...
از روزی که نامت ملکه ذهنم شد احساس میکنم جمجمه ام باشکوه ترین امپراطوری دنیاست...
طعم بوسه های تو شاید جزء چهار مزه ی اصلی نباشه اما اصلی ترین مزه های زندگیه
تصمیم گرفت و بی محابا آمد خورشید به دشت عشق زیبا آمد آورده برای او انار و گل و سیب باران ستاره تا به اینجا آمد
بیرون زِ تو نیست آنچه میخواستهام فهرستِ کتابِ آرزوهای منی ...
بیعانهٔ هزار غلام است خندهات صد بار بندهٔ لب پر خندهات شوم
تو خوب ترین اتفاق ممکنی وقتی که ، اولِ صبح در یادم میافتی
تو براستی ُرخت را در شطرنج چشم ھایم قراردادی که ھمه چی جلوی چشم ھایم مات شد جز تو
-چه نسبتی باهاش داری؟ +ساکن سمت چپ سینه ام هستش عاشقانه دوست دارم
هیچ گَواهی به سالِم بودنِ من نیست من دیوانهی تواَم
فکرش را بکن همه ی پزشکان، بوسیدن یار را ، بوییدن یار را تجویز میکردند آخ که بیماری عجیب میچسبید
لعنتی چشای زیبات فقط مالِ منه کور بشه کسی که چشمش به مالِ منه
دلم در دست او گیر است خودم از دست او دلگیر عجب دنیای بی رحمی دلم گیر است و دلگیرم
رفته رفته وقت ما دارد به پایان می رسد تا که عمری هست ناز یار را باید کشید
آتشت ریخت به روی جگر چند نفر؟ ریخت با دیدن تو کُرک و پَرِ چند نفر؟
آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم …
اگر بوسه ها، دانه های برف بودند برایت کولاکی از آن ها می فرستادم
دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند