متن درد دل
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات درد دل
غمم این است که انگشتانتم هم دگر توان یاری کردن
متن هایم را بر دل دفترا ندارد..
پناهی درین کبود
من به پایان نبود تـــــو...
در این قصه شکایت دارم...
امین غلامی (شاعر کوچک)
من و تو،
غروبگاهان
روی نیمکت پارک، میعادگاهمان بود.
درخت کنار نیمکت
که همیشه درد دل های ما را می شنید،
تنه اش خمیده است.
شعر: صالح بیچار
ترجمه: زانا کوردستانی
درد دل دیوانه را دیوانه میداند که چیست
کیوان بلدی
در حال بارگذاری...