متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
دلتنگی های جمعه را
هیچ چیزی تسکین نمی دهد
بهانه جویی های دل بیقرارت را
هیچ کلامی آرام نمی کند
هیچ آهنگی نوازشگر
رِخوت روحت نیست
فقط می خواهی
دست ناگفته های دلت را بگیری
با نسیمی از یادش
بروی به خلوت خیال او
همانجا که او هم منتظر توست...
درون من کسی ست
به مهربانی تو
که هر غروب دلتنگ
دست تنهایی مرا می گیرد
شانه به شانه ی من
خستگی هایم را قدم می زند
با چشمان زلالش خیره می شود
به دو چشم مشتاقم
دل به دل غصه هایم می دهد
مرا می کشاند در قاب علاقه...
زمستان را دوست دارم؛
چرا که می توانم در لحظه به لحظه اش ببینم که سعی می کند به بهترین خود تبدیل شود.
و دانه های برف که از قلب یخ زده اسمان فرو می ریزند.
شاید ما اشتباه زندگی را فهمیده ایم.
سرمایی که تا مغز استخوان نفوذ می...
به دور از چشم نگران آبان پاییز و زمستان باهم یک قرار عاشقانه می گذارند
در شب میعادگاه در آخرین شماره آذر...
پاییز در شب یلدابند عاشقانه ها، برگ نویس و خاطرات عشق بازی درختان با باران را به سینه زمستان می سپرد،
و چمدان خیس را بدست گرفته و...
من همون دیونه ام دیونه ای که
یک عمریه غصه هاشو چال کرده
نوشته پاره کرده دردهاش رو
دائم ویار میوه های کال کرده
زیباترین حرف یعنی تو...
با تو ای زیباترین حرف ِ من،
میتوان تاریک ترین شبها را به مهمانی خورشید برد...
حالا ملالی نیست تنها دوری تو که می دانم یک روز،
زیباترین حرفها را با همان لبها و چشمانت با واژگان مقدس خدا
به ارمغان می آوری....
معلم برای سفید بودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و همه به من خندیدند، اما من خدایی را کشیده بودم که همه می گفتند دیدنی نیست...
اگه دوباره دیدمت شرمنده از خودت نباش
زندگی همینه عزیزم یکی میره یکی میاد
هادی هاتف چشم براه#
میاد اون روز که،تقاص قلب خورد منو پس بدی یه جوری که،
دنبالم میگردی اما منو نمی بینی دیگه
هادی هاتف چشم براه
بگذار کوچه پس کوچه های عاشق پاییز هم بدانند
من مثل هیچ کس نیستم
من پائیز و زمستان و بهار و تابستان را
به سبک خودم دوست دارم
من مثل هیچ کس نیستم
من خودم هستم
با تمام علایق ام که مختص به من هستند
من خودم هستم با سلیقه...
پدر و مادر...
تو سن بالا، پدر و مادر داشتن خیلی خوبه، البته پدر و مادر خوب.
چون تو این سن، پدر و مادر دیگه اون نقش پدر و مادری را بازی نمیکنند، مثل یک دوست میشن واسه آدم، دوستهای خوب، دوستانی که به هیچ قیمتی و به هیچ دلیلی...
دوست...
چه خوب می شد که یک دوست، از اون خوباش، تو زندگیم پیدا میشد، از اون دوستایی که مثل تو داستان ها و فیلم های سیاه و سفید قدیمی، همیشه حاضر و همیشه به درد بخورند. از اون دوستهایی که همیشه به فکر آدم هستند و هیچ انتظاری از...
قصد رفتن دارم
به کجا
نمیدانم شاید ناکجا اباد
ناکجا ابادی زیبا و بی انتها
ناکجا ابادی پر از برگه های نارنجی خزان زده
باشد درختان سر به فلک کشیده که میانشان کلبه ای چوبی جلب توجه کند
نمیخواهم به بعدش فکر کنم
اندازه دوست داشتنش هم برایم.مهم نیست
مهم...
زندگی بال پرندست، قفس میخواهد. زندگی حسرت مرد است، نفس میخواد.
زندگی باغچه عشق، زندگی پنجه دریا، زندگی خار بیابان، زندگی خاری صحرا .............