متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
جوری دلم را برده ای با خنده هایت
گاهی برایت می شوم پرپر! چه خوب است!
ای کاش می دیدی خودت را از دو چشمم
دنیا ندارد از تو زیباتر! چه خوب است!
▫️شاعر: سیامک عشقعلی
در راه رسیدن به تو
مرگ هم
عاشقانه ایست آرام
عزیزحسینی
کلام نمی تواند
هر چیز را بیان کند
به زبانی می گویم دوستت دارم
که همه جهان آن را می فهمد:
..می بوسمت...
جلال پراذران
مثل یک ساز شکسته از صدا افتاده ام
نغمه ها دارم ولی بی ادّعا افتاده ام
ارزش دل را مسنج از ظاهر بی رونقم
مثل گنجی در دل مخروبه ها افتاده ام
ای طبیب قلب تبدارم مکن بیهوده سعی
نوشدارو را رها کن ، از شفا افتاده ام
مانده ام...
کنارت سبزم از لبخند و بوسه
نمی شناسم غم و دلواپسی رو
من انقد دوستت دارم که چشمام
نمی بینه توو دنیا هیچکسی رو!
سیامک عشقعلی
تو سرپوشِ تمام نامهربانی های زندگی ام هستی؛ حتی اگر خودت باعثِ رنجم باشی:)🖇🫀
👤مأوا مقدم
آنهایی را که دوست داریم خیلی قدرتمند هستند چون میتوانند با یک حرکت، یک حرف و یک نگاه ویرانت کنند!
آنها همانقدر که آبادگرهای خوبی اند، ویران کننده های بی رحمی هستند.. .
👤مأوا مقدم
میان نوشته هایم
سه نقطه
مدفن حرف هایی بود
که هرگز به زبان نیاوردم
تو نیز نخواندی
نه از نگاهم
نه از سه نقطه هایی که
عشق را
فریاد می زدند
مجید رفیع زاد
آغوش تو
عشق اباداست
صدحیف
که من ایرانی م
آمدی ،
من بودنت را دوست دارم
آرام جان خندیدنت رادوست دارم
تیغ نگاهت چون تیغ آفتاب جان می دهد
برمن به تاب تابی دنت را دوست دارم
اگر شبی زیر این آسمان در آغوشم بخواب بروی،به کنایه از شب خواهم پرسید
که ماه در آغوش او زیباست یا ماه در آغوش من...
گاهی منو بهم می ریزه دنیا
فقط تویی دلیل آرامشم!
خورشید من! بتاب عاشقونه
که با هوای تو نفس می کشم!
زیبایی تو نبض خواب دریاست
چشات کتابی از گل و بهانه
خدای کوچیک منی رو زمین
دوستت دارم! همیشه! شاعرانه!
زندونی کن توو آغوشت ذهنمو
که زنده شه برام...
هوای نبودنت
همیشه سرد است
حتی عصر تابستان ؛
میان کوچه های عشق
جای قدم هایت خالی است
بودنت به قلبم
همیشه چنگ می زند
بیا که بیش از این مرا
طاقت انتظار نیست
مجید رفیع زاد
بی رحم ترین آدم خوش قلب جهانم!
چشم هایت را می درم
ذهنت را تسخیر و قلبت را منسوخ زغیر
خواهم کرد,
....✒
صحن قشنگت یا رضا دل رابه یغما می برد
رنگ طلای گنبدت ، دل از دو دنیا می برد
ای هشتمین ماه ولا ، فرزند نیکوی علی
نام خوشت هوش از سر اهل ثریا می برد
مبهوت خیل زائرین، هفت آسمانها و زمین
خاک تو را هر زائری با قلب...
آنکه زیر سایه ام یک عمر آسوده نشست
آسمانِ باورم را کُشت روزی با تبر
بهزاد غدیری
شاعر کاشانی