متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه
همه درآرزوی دیدن کهکشان راه شیری هستند..
اما آنهانمیدانند که من بادیدن
چشم های تو به آرزویم رسیده ام!
نگین رازقی
بالاترین فریاد
و قشنگ ترین ترانه ای
که دوست دارم
همیشه به آن گوش دهم
سکوت چشم های توست
صدایی که
یک عشق واقعی را
برایم معنا می کند
مجید رفیع زاد
دستانم را
به تمنای آرزو هایم
رها نکن
اینجا آسمان دلتنگی
به بلندای خاطرات دل افسرده ام
قد می کشد
سید عرفان جوکار جمالی
خواستم از دل عاشق بنویسم یک راز
وایِ بر آن دلِ زخمی که به سخن آید باز
سید عرفان جوکار جمالی
تو با من چه کرده ای
که قلب سایه ام، هم
تَرَک برداشت
من با تو چه کرده ام
که قلب سایه ام، هم
برای توست!!!
سید عرفان جوکار جمالی
در جهان
دیگر جایی برای
ماندن من نیست...
اگر می توانی مرا در دلت
جای کن...
سید عرفان جوکار جمالی
جرم من دوست داشتنت بود
و تو قاضی سخت گیری بودی ک مرا محکوم کردی به مرگ با خاطره باران
ما نمک پرورده زخمِ غم عشق توایم
گر ز عشقت سینه مان دشت شقایق شد رواست
سید عرفان جوکار جمالی
گاهگاهی من هوای کوی یاران میکنم
حس و حالم را درون سینه پنهان میکنم
اولین دیدارمان هر جا که باشد هر زمان
با زبان شعر خود آن لحظه طوفان میکنم
با غزل های بداهه فصل پاییز تو را
من بهاری کرده و لبریز باران میکنم
ظاهرا حرف دلم را گفته...
خفته در من لحظه ی بیداری ام
چون گرفتار تب و بیماری ام
یک بهانه بس که بیدارم کنی
من که از عذر و بهانه عاری ام
بهزاد غدیری/شاعر کاشانی
و آنگاه
که در راه رسیدن به تو
خسته می شوم
پاهایم را
در باغچه ای می کارم
تا هزاران پا جوانه زند و
هزاران من
در راه عشق تو
قدم برداریم...
و آنگاه
که تو از آمدنم
بیزار می شوی
قلب کوچکم را به پای
درنایی بسته
و آن...
من همان پنجره ام
که اسیر است میان دیوار
حسرتم این است
می بینم اما نمی توانم هرگز بروم!
سید عرفان جوکار جمالی
به تو که فکر میکنم
انگار هفده ساله ام...
هر شب
رویای شیرینت
خلوتم را به هم می زند
ای کاش بودی
مرا به ضیافت چشم هایت
دعوت می کردی
با ساز خنده هایت می رقصیدم و
ترانه ی یکی شدن را
با لب های تو زمزمه می کردم
بیا که می خواهم
دوست داشتنم را
میان نگاهت فریاد...
آیا
آنقدر دوستش داری
که بگذاری فراموشت کند؟
آریا ابراهیمی
وسعت جهانم
از تو تا توست...!
و از من تا من
تو بی کرانی...!
به نام آنکه تورا آفرید تا
دوستت دارم هایم
چون خیابانی خالی از رهگذر
چون گلی ربوده در صحرا
چون مادرانی شب نشین تا
سپیدار صبح بیدار می نشینند
تا نغمه عشق را برای فرزندانشان جاری کنند
تورا نیز چون ابرها در آسمانم چکید
تا تنها نماند
دوستت دارم هایم...