متن عشق
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عشق
\عشق\ ،،،
کلامی ست، جاری در نگاه،،
نه بر زبان!
صادق باش ...
عشق ریا نمی خواهد
حرف هایت را رک بزن
عشق جفا نمی خواهد
صادق باش ...
مجنون غیر لیلی ...
عشق دیگری را نمی خواهد
چشم ها لیاقت را ...
دل ها صداقت را می خواهد
صادق باش ...
زندگی جور دیگری نمی خواهد
رعنا ابراهیمی فرد...
گاهی دل می خواهد
در چشم های کسی که دوستش دارد
غرق شود
خودش را گم کند در اعماق نگاهش
و نباشد ...
برود به سفری که ...
فقط عشق باشد و عشق
و دیگر هیچ ...
رعنا ابراهیمی فرد (رعناابرا)
\ عالی جناب عشق \
با خود چه فکر می کنی
وقتی می بینی...
همه چیز گران شده است
و...
عشق ارزان
رعنا ابراهیمی فرد (رعناابرا)
عشق یعنی...
با تو نفس کشیدن
رعنا ابراهیمی فرد (رعناابرا)
کسی چه می داند
شاید خدا ادم و حوا را بخشید
چون عشقی را دیده بود که قدرت نا فرمانی به آدم داده بود.
بنام عشق ، بنام خالق غوغا در این خیابانها
مرا با خود بگردان در تمام این خیابان ها
میان دستهایت جا بده دست غریبم را
مبادا گم شوم در ازدحام این خیابانها
رها کن گیسوانت را زیر باران در خیابان ها
که عطر بوی تو را می خواهد این خیابان...
نمی دانم از عشق است که دیوانه شده ام
یا از دیوانگی ست که عاشق شده ام!!
نمی دانم من در غمت شناورم
یا غمت در من!
نمی دانم از پریشانی سرگردانم
یا از سرگردانی پریشان!
به گمانم خاصیت عشق است!
دچارش که می شوی
دیگرهیچ چیز نه می دانی،...
بنام عشق ، بنام باران بنام خالق غوغای این خیابانها
ای عشق مرا با خود بگردان در تمام این خیابان ها
میان دستهایت جا بده این دست تنهای غریبم را
مبادا گم شوم زیر باران در ازدحام این خیابانها
رها کن گیسوانت را زیر باران در خیابان ها
که بوی...
بر مزارم بنویسید
که کاش
عشق را می فهمید و دلش
گیر کسی بود ولی
این دل غمزده ی زار و حزین
جز تو از عشق خبر دار نشد....
حجت اله حبیبی
آسمان،ستاره باران بود.
و من درگوشی به خدای مهتاب گفتم:
ممنونم که\او\ را به من هدیه دادی
عشق را زمانی فهمیدم
که نوزادی را به دنیا آوردم
عشق را زمانی دیدم
که گریه اش را ...
با آغوش مادرانه ام آرامش کردم ...
عشق را زمانی فهمیدم
که کودکم را ...
در حال بزرگ تر شدن دیدم
مادر بودن حجم زیادی از عشق را
در قلب جای...
تنها . . .
یک جای خلوت کافیست
تا حرفهای عشق
همدیگر را درک کنند
رعنا ابراهیمی فرد (رعناابرا)
ما در غفلت به سر می بریم
انارهای شیرین را در خواب می بینیم
و در روز ...
با آنها بازی چشم بسته می کنیم
□ □ □
سر ما آنقدر ...
به پیچک های سر راهمان گرم می شود
که نمی دانیم ...
فصل از کدامین خانه فرود می...