بند بند من آغوشت را تمنا می کند
دلبرم کنار تو من خوشبخت ترین فرد جهانم
لبِ تو/نمک.../نمی چسبد، بی تو/گیلاس
زرد،سُرخ،ارغوانی برگ های مهر آویزان در بازیباد
وقت رفتن.../میگفت ، زودبرمیگردم/بوسه ، هنوز چشم براهست
گفتی میز را بچین/می آیم/چقدر برف نشسته روی صندلی
بازکرد/دکمه هایشرا ماه/درون شب گم شدیم
بیخوابی /بسرش زده است/خواب/چشمهای تو/ رهایم نمیکند
چیزی/یقه ی شب را میگیرد/صبح را/بیدار میکند/عطرِ تورا میدهد
عشق به هستی در اعماق نگاهتان متبلور است. روز ناشنوایان گرامی باد.
ناشنوا باش … وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند. *
ن مثل ناشنوا… روز جهانی ناشنوایان گرامی باد.
هیچ صدایی بالاتر از سکوت نیست ( روز جهانی ناشنوایان گرامی باد )
ای تف به جهان تا ابد غم بودن ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن
بیا باز دوباره بی تابم کن منو تو رنگ چشات خوابم کن
جانی و دلی / ای دل و جانم همه تو
مست رود نگار من در بر و در کنار من هیچ مگو که یار من با کرمست و با وفا
ابری نشو / پاییزکم دل خوش به لبخند توام...
ما را به دعا کاش فراموش نسازند
هر چه می خواهی ببر/ اما مرا از یاد نه
من به قربان خدا چون که مرا غمگین دید بحر خوشحالی من در دلم انداخت تو را
شهامت می خواهد دوست داشتن کسی که هیچ وقت هیچ زمان سهم تو نخواهد شد
ابری ترین هوای منی و خودت نمی دانی وقتی به تو فکر می کنم چقدر باران می بارد
شب خودش پر می کند بغض گلویم بی سبب... وای بر وقتی که غم هم پا به پایش می دود...