متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
غم دیدم و با عشق تو درگیر شدم
برگرد که ، از هر دو جهان سیر شدم
شاید همون روزایی که فکر میکردیم عادیان،
درواقع همون «سالهای خوب» بودن…
مراقب باشید تو شلوغیای دور و برتون
آدمِ روز تنهاییتونو گم نکنین!
یا زخم بزن بر دلِ من، تا که بمیرم
یا بوسه بزن، تا به تو آرام بگیرم
ڪو تا پیـבا شوב آنی شبیه تـــو.
ڪه ویرانه ڪنـב قلب مرا با یـڪ نگاهش.
در دل شب سخن عشق و سکوت
کهنه رازی، ست که اسرار نهانم ببرد
حال دل
حال دل پرسید و گفتم خوبم باࢪها؛
خوبم... اَما خوب ویࢪانم، نفهمیدۍ مرا!
در غرقابی چشمانت
احساس چکامه ای
تراوش میکرد
به زیبایی عشق
سایه انداخته بود بر دل ویرانه ما
مثل سیلی که برد رامش کاشانه ما ...
ببار باران که از حوصله ابری دلتنگ من نیز
ابیات زندگی قافیه اش بی تو لنگ می شود ....
دلم برای قلب آسمانی ات تنگ می شود
فواره های بوسه ات آغاز پی رنگ می شود ...
یجری حبک
فی الیسار قلبی
یکسر الحزن
فی صدری
رسمت صوتک
فی وثاقی ....
من خود شعر شدم قافیه ام درد کشید
حجم سنگین غمی به فصل پر گرد رسید ...
هر بار که میگذری،
هوای جهان پر از غزل میشود...
بذار صاف و اُتو کشیده باقی بمونم
نذار چروک بیُفته رو مغزم...
در دل شب سخن عشق و سکوت
کهنه رازی، ست که اسرار نهانم ببرد
یاد آوری:
با همه چیز کنار نیاین, شما لایق این هستین که باهاتون درست رفتار بشه.
جهان
در جیبِ کوچکِ دلم
تا شده
بیآنکه بداند
نامش
دلتنگیست.
چه کنم با تو که
چون حکومت ها
نه عدل داری
نه رحم و
نه مساوات!
چگونه انکار کنم
عشقِ ماه و برکه را؟
حتا سکوت، با اشارهی تو
واژه را به دار میکِشد…
دلم گرفت از سکوت شهر بی هم نفسی
کتبت من الشعر صامتی یا حلمی حلواتی
نشانیت را می گردم در سکوت صبح بارانی
ذرقت فی حلمی لیلة وجهک قمر ایامی ...
سری بزن به غروب پر تلاطم نیم جان من
اقرا مع قلبة فاتحه الحزن یا حیاتی ....