متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
من
عکاس خوبی نیستم
از دل
عکس می گیرم
نه از گِل .
در بزمِ خیال تو محبوبِ دلم ماه جبینم
بی تو باور نکنی بنده عشق بیش ترینم
شاید عشق همین باشد
تمایل به تکرار یک نفر تا همیشه
به عشقتــــ زنـــده ام،
هر چند که دلتنگــی امــانم را بریـده...
مبادا احساس خستگی کنی.
در وطنی که سراسر سهم توست، چشمانـــم...
دلم
بادبادکی نخ بریده و رهاست
که
باد می رقصاندش
تا دل کودکانه ی تو را ببرد.
تکّه تکّه های ابر را
بند می زنم
تا
دم بکشد
باران.
خیالت جمع
من
تو را
با هیچ کس
تقسیم نمی کنم...
کمربندت ببند بانو بسی عشق پیچ و خم دارد
به هر جا بنگری عاشق یه دنیا غصه کم دارد
لب های پنجره
ترک خورد
وقتی
ابر شهر را ترک کرد.
برایت
نمی نویسم
می ترسم
به دست غیر بیفتد
و
بفهمد
مرز دوست داشتنم را ....
فردا
دیر
است
امروز
سراغم را بگیر
چون ماهی
بی آب میمیرد
و
من بی تو...
هرچه دارم
مال تو
جز
قلبم
آن را کادو کرده ام
برای تولدت.
و شاید مــرداد بهانه ایست،
برای گرمتر به آغوش کشیدن هم...
گر ز درد
دیگران
دردت
گرفت و
ناله سر دادی بدان انسانی...
باران
خطِ بریلی است که ابرها
روی تنِ خاک می نویسند
تا ریشه ها
آن را بخوانند
جنگ با تقدیر کردم حاصلش شد خستگی
روی زشتِ زندگانی با عمل زیبا نشد
خوشا ساقی در این مستی بمانم
به یاد عاشقی شعری بخوانم
عروس رفته......
دیگر
گلی
نمانده است
تمام
گل های
سرزمینم
پرپر شده اند.
باد
زمینی نیست
گویا
از بهشت
برای پریشان کردن دل من
و موی تو
آمده است
چه غمگین است؛
وقتی عادت ها
از آدم ها
وفادارتَر می شوند...
کاش یکی مثل خودم،
همیشه تولدم را یادش بود... کاش...
مـــرداد آغـاز گرمـا نیست،
آغــاز تپیـدن دل شکسته ی ماست...
37 سال است که مــرداد می آید،
اما تو دریغ از حتی لحظه ای به فکر آمدن