متن کتاب دل گویه های بانوی احساس
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کتاب دل گویه های بانوی احساس
✍از کتاب دلگویههای بانوی احساس:
سپیدارِ سپیده، شد شکوفا
در احساسم شکفت امواجِ رویا
به چشماندازِ زیبای نگاهت
دوباره، دوختم چشمِ دلم را
zahakimi.blogfa.com
✍ ازکتاب دلگویههای بانوی احساس:
وقتی نگاهِ مهر، میتابی به قلبم
میگردد احساسِ دلم، دلگرم و خرّم
✍ از کتاب دلگویههای بانوی احساس:
تو میدانی دلی حسّاس دارم؛
تو میدانی چقدر احساس دارم:
به آغوشت؛ بَر و، دوشت؛ به لبهات؛
از این رو هم، به «تو» وسواس دارم...
عنوان: قلبِ پُراحساس بخر!
شاعر: زهرا حکیمی بافقی (الههی احساس)
جویای تواَم در دلِ رویای سحر
از پنجرهی مِهر به سویم بِنِگر
سرشار چو شد، عاطفهات، از تبِ عشق
با قیمتِ جان، قلبِ پُراحساس بخر
عنوان: ناز نکن؛ ناز بخر!
شاعر: زهرا حکیمی بافقی (الههی احساس)
با قیمتِ دل، حسّ مرا باز، بخر
شور و شرِ این، سینهی طنّاز بخر
وقتی همهی عمر مرا میطلبی،
اینقَدْر نکن بهرِ دلم ناز؛ بخر!
بیتی از غزل ۹۰ کتاب نوای احساس:
دردِ دلم، دلمردگیهای مداوم هست
دستی برای عاشقیهایم، حمایل نیست
نبودی در دلِ شبهای قلبم
و پوچ و هیچ شد رویای قلبم
ز بس لرزیده دل، حسّی، نمانده
پر از خالی شده، دنیای قلبم
دلم، نازکتر از: مینای کاشی
هوایت میکنم وقتی نباشی
تو میدانی که حالم با تو خوبست
بپا حسّ مرا از هم نپاشی
گاهی، تپش عشق، کمی میخواهم
از بارشِ «احساس»، نمی میخواهم
وقتی که دلم، خسته از این دنیا هست
چشمان و لبِ یار، دمی میخواهم
زیباست؛ چنان رویاست، دنیای وطن
آبیترِ آبیهاست، دریای وطن
احساسِ غروری میتپد، در دلِمان
وقتی رهد از: «تهدید»، هر جای وطن
وطن هر روز، دردی تازه دارد
درونش، بغض بیاندازه دارد
ورقهای کتاب زندگانیش
مدام از حسّ غم، شیرازه دارد
روان شد در دلم بغضی پیاپی
از این دردی که پیوسته، وطن راست
از امواج غمی که: میخروشد
از احساسِ نَمی که: مرد و زن راست
وطن هر روز، دردی تازه دارد
درونش، بغض بیاندازه دارد
ورقهای کتاب زندگانیش
مدام از حسّ غم، شیرازه دارد
نوای حسّ نابِ ساز، ابریست
هوای سرزمینم، باز، ابریست
پرستوها، به آن سوها، پریدند
نمای آخرین پرواز، ابریست
شد عید و بشد شاد دل از، لطفِ خداوند!
در حسّ دلم، گشته شکوفا، گلِ لبخند!
در عید چو جویند همه، دلبر و دلدار،
امّید که این عید شود، باعثِ پیوند!
(اللهم عجل لولیک الفرج!)
در باغِ دلِ هر دوی ما، مهر و وفاست!
این مهر، دمی، از وزشِ عشق خداست!
احساسِ قشنگیست، که گلبوسه دهی؛
حالا که شده، عید و دلت شاد و رهاست!
http://instagram zahra_hakimi_bafghi
´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*
http://telgram.me/bzahakimi
´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*
شکفته پرتپش، صد گل ترانه؛
درونِ باغِ هستی، بیبهانه؛
بیا، لبریز شو، از حسّ باران،
در این صبح قشنگ و، عاشقانه...
@bzahakimi
فنجانِ دلم، قهوهی رویای تو دارد
پیمانهی جان، جوششِ صهبای تو دارد
وقتی بدهی دستِ دلم، دستِ گُلت را
احساسِ نهان عطرِ دلافزای تو دارد
آسان به تو دل دادم و نشناخت دلت
قدرِ دلکم را؛ چه بگوید به تو دل؟
💔
@bzahakimi
کند قلبم، زِ غمهای گران ایست
نمیپرسی؛ که دردت، آخر از چیست؟
اقلّا، با گلِ احساسِ قلبم
نکن بازی؛ دلم بازیچهات نیست
❤️
bzahakimi@
قلبم، به هوای تو زند شورِ نفس
حسّم، به جز از تو، نکند میل به کس
زیباست، نگاهی، به دلِ من که فقط
محتاجِ نگاهِ دلِ تو، باشد و بس
تو مغناطیس احساسی؛ دمادم
دلم را میکنی جذبِ صفایت
عزیزم! عشقِ من! احساسِ جانم!
صفای لحظههایی؛ مهربانم!
بمان در شورشِ دریای قلبم؛
که با تو، شعرِ خوشبختی بخوانم!
شب استو، بیقراری، سهم دل شد
دوباره، انتظاری، سهم دل شد
ستاره، در ستاره، چشمکِ مهر
و حسّ بیشماری، سهم دل شد