خیال و خاطره ات در کنار من هستند به هر طرف بروم چند هم نشین دارم
رودخانه خشک شد و ماهیان مردند سنگها اما حمام آفتاب گرفتند!
دستخطی دارم از او بر دل خود یادگار عشق کاری کرد با قلبم که چاقو با انار
بلند و عاشقانه می بوسمت می خواهم صدای عشق دنیا را بر دارد
سُرخ شد گونه ی آب/کنار حوض/سایه ی اَنار
و عشق اگر با حضور همین روزمرگی ها عشق بماند ! عشق است . . .
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب ... ️️️
حاشا که مرا جز تو ، در دیده کسی باشد... ️️️
بخند جان و جهان، چون مقام خنده تو راست..!
به تمام دست هاى جهان قسم دست های تو ، چیز دیگریست️ ️️️
جستجو کن عشق را در گرمیِ آغوشِ من ️
وقتی کنارمی جایی برای هیچ شتابی... مقصد، همین حضور من و توست.
خستگی را - چای یا قهوه؟ نه عزیزم - چشمهای تو!
بوسههای تو بی نقص خندههای تو کامل
برّه باشی گرگ روحت میشوند گرگ باشی حسّ تنهایی شکارت میکند.
میخوای یه رازی رو بدونی؟ هر شب قبل از خواب به تو فکر میکنم
یه لحظه از تو رو میشه صد سال زندگی کرد ... ️️️
بهانه که تو باشی شبم میشود شیرین ترین ️️️
. حکایت بارانی بی قرار است این گونه که من دوستت میدارم..
دچار یعنی دو پا داشتئه باشی اما برای رفتن این پا و آن پا کنی
بخدا از بغلت تا بغلم راهی نیست
داری گریه میکنی ؟ +نه . حساسیت دارم به چی؟ +به نبودنش
کی فکرشو میکرد تو بشی دلیل حال خوب وانگیزه تموم زندگیم...
تو خوبی و این همه اعتراف هاست ! ️️️