شعر کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر کوتاه
می دانی!
این روزها
بیشتر از شعرِ سپید
سرم
گرمِ برف بازی ست
ممنون که زمستان را
به من هدیه دادی
«آرمان پرناک»
بگویید چگونه بخندم
بگویید چگونه بگریم
چشم هایت، دو عکاس
که روز و شب مرا
ثبت می کنند...
«آرمان پرناک»
آه مذاهب تکثیر شده،
مطرودم به دیانتتان
اشهد ان لا اله العشق
آماده ام که سرم زنید!.
لیلا طیبی (صحرا)
حالا،،،
خوب فهمیدم آه
من؛
قابی فراموش شده ای بودم برایش،
حلق آویزِ اتاقی متروکه!
لیلا طیبی (صحرا)
عشق و شعر شبیه هم اند،
هیچ کدام،
سن و سال نمی شناسند!
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی
آلزایمر هم بگیرم،
باز در خیال من،
باقی خواهی ماند!.
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی
من خورشید را برایش آوردم،
اما او نخواست که بماند!
بگذار به پیشگاه فانوس های این و آن
شبانه هایش را سحر کند...
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی
ماه،
دیر به دیر پر می شود،
قلب من، هر شب!
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی
عشق تو،
در گهواره هم همراه من بود!
جنگ نگذاشت،
که بزرگ شود!
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی
مادرم،
پاییز شد،
تا من چون بهار زندگی کنم!
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی
هیچ گلی پژمرده نمی شود
مادام
که زن ها لبخند می زنند.
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی
خاطراتت،
شبیه گلوله ی سرگردان است!
هر شب قلب مرا متلاشی می کنند.
شاعر: سردار قادر
برگردان به فارسی:زانا کوردستانی