شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
شب بود و شمع بود ومن بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت
چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت
بیا بیا که سوختم همیشه به راه تو
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو
ارس...
جامانده
یکی به پشت در این حصار جامانده
گلی به پنجه دستان خار جامانده
نگاه پنجره آوازه ای نمی خواند
به دانه دانه سرخ انار جامانده
میان فوج تب آلود آسمان انگار
خیال چلچله ای از بهار جامانده
برای بوته گل های ارغوانی دشت
عبور چشمه ای از آبشار جامانده...
مرا درکوره سوزاندی و خود را کردی نقاشی
بسوزان می شوم این بار برایت آجر وکاشی
که در آغوش بگیری و بسازی یک نگارستان
بیاویزی تو عکست را به من با طرح نقاشی
لبش را طرح مریم ده ولی چشمش تب نرگس
در آن تصویر نمایان کن که در یک...
یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم
آنقدر باریدم و باریدم و باران شدم
با نسیمی که گذشت از لای موهای سرت
دور خود چرخیدم و چرخیدم و طوفان شدم
بی سر و سامانی امروز این دل را نبین
من همان کوهم که دور از تو چنین لرزان شدم...
یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم
آنقدر باریدم و باریدم و باران شدم
با نسیمی که گذشت از لای موهای سرت
دور خود چرخیدم و چرخیدم و طوفان شدم
بی سر و سامانی امروز این دل را نبین
من همان کوهم که دور از تو چنین لرزان شدم...
شده ام عاشق ودلداده این شهر ودیار
جان ناقابل من باد فدای رخ یار
می روم تا بکشم عکس تو در لوح دلم
من فدای قدم و قلب و سرو چشم نگار.
حجت اله حبیبی
اسم رمز
ناگهان خورده زمین زلزله و غوغا شد
و سپس خرمنی از آتش و خون برپا شد
تیر بی وقفه به دیواره سنگر می خورد
زیر خورشید منور شب واویلا شد
گرچه خمپاره به زخم بدنش می بارید
انفجاری شد و هر قطعه از آن صدتا شد
خاکریزی که...
خداوندا اگر دیدی کسی غمگین و بیماراست
کسی دلتنگ دلداراست
دلی باداغ تبداراست
کسی تا صبح بیداراست
اگر دیدی عزیزی سالها چشمش به راهی مانده و درانتظار مقدم یاراست
اگر دیدی که یک مادر همیشه برسر بالین آن فرزندربیماراست
ودیدی ان پدر هم درپی یک لقمه نان آواره ی جایی...