زود برگرد و بیا، خسته ام از رنگ سیاه روزهایم همه از جنس مُحرّم شده است
ز دیده... می روی اما... نمی روی از یاد...
خیال دیدنت چه دلپذیر بود جوانیم در این امید پیر شد نیامدی و دیر شد...
تو را نشد... میروم خویش را فراموش کنم...
چقدر امشب ، دلم تنگ است برای آخرین دیدار برای اولین بوسه برای عشقِ بی تکرار...
عید من با غم دیدار"تو" آخر شد و باز سیزده رابا هوست سبزه بهم می بافم
روزها رد شد و غم بوده فقط قسمتِ من آخر از دوریِ تو نیمه شبی می میرم
چگونه می شود آخر بدون تو خندید؟ ببین چه می کشم از گریه های لال خودم؟!
از تو نمانده تاب جدایی دگر مرا بهر خدا مرو به سفر، یا ببر مرا
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشم هایم بی تو بارانی ست، حرفش را نزن
گرچه این فاصله ها، خاطره ها را نو کرد روز و شب یاد " تو " را در بغلم می گیرم
باد بهار می دمد و من ز یار دور با غم نشسته دایم و از غمگسار دور
من چگونه بروم؟ در ورق سال جدید که همه بودن تو مانده به تقویم قدیم!
از کنارت می روم مرگ دلم یعنی همین عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود
به هم نمیڔسیم اݥا ...... بھترین غریبه اٺ میمانم ڪه تو را همیشه دوست خواهد داشت...
یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم...
شبی دور از تو در این کوچه ی بن بست میمیرم به یادِ آرزوهایی که رفت از دست میمیرم
لحظه لحظهی تو را خط به خط سرودهام رفتهایّ و رفتهاند شور و حال این خطوط!
کاش میشد بهش گفت . . . نبودنت اذیتم میکنه وصله یِ تَن
آن طبیبی که مرا دید درِگوشم گفت: دردِتو دوری یار است آن عادت کن ... ... ... . ... .
از کنارت می روم! مرگ دلم یعنی همین... عاشقت باشم ولی رفتن صلاح ما شود .
دیدمش روزی،ولی او عاشق سابق نبود دست در دست رقیبم چشم او صادق نبود بی وفا از من نگاه ساده را دزدید و رفت من برایش مرده بودم او ولی عاشق نبود...
عشق یعنی وقتی یه نفر قلبت رو میشکنه و حیرت انگیزه تو هنوز با قطعه قطعه ی قلب شکستت دوستش داری...
عطرِ تو در خیابانِ باران زدهِ پخش شده وتو نیستی