گفتینظرخطاست تودلمیبریرواست؟
حالاکهرفتهای پرندهایآمدهاستحوالیِاینباغِروبهرو هیچنمیخواهد فقطمیگوید کو کو ...
حاضرم در عوض دست کشیدن ز بهشت تو فقط قسمت من باشی و من قسمت تو ...
ماه را ببین که بوسه ی خدا را می ماند بر پیشانی بلند آسمان! و ببین شعرم را که قد می کشد تا بوسه ای گذارد بر گونه ی تو!
با شفاف ترین قلب و پاک ترین احساس می پرستمت
و آنگاه ، حضور،حضور،حضور تو چنان برافروخته ام می دارد که سایه ام حتی زمین را می سوزاند. بمان! بمان و بگذار همچنان رشک خورشید باشم.
جز رنج چه بود سهمت از این همه عشق مظلوم ترین عاشق دنیا *مادر*
دلم یک کوچه می خواهد بی بن بست و بارانی نم نم و یک خدا که کمی با هم راه برویم!
عشق فقط یک کلمه بود تا تو اومدی توو زندگیم و بهش معنا بخشیدی ... .
بانوی روزهای زرد پاییزم! بیا برویم زیر درخت بید روسری ات را وا کن! بگذار باد خیال کند بهار آمده است به جهنم که از حسادت بمیرد بید!
کاش که می شد فقط یه بار بیای بگی دوستت دارم... .
خدا از اون اولشم میدونست کیو با کی آشنا کنه آخه جز من کی میتونه اینقدر بیقرارت باشه؟
شالیکاری آیا آتش به ساقه های خشکیده کشیده است یا تو در آن دورها کنار پنجره داری خاطراتت را می تکانی در باد !؟
بهحدیدوستتدارم کهمیدانمخداروزی، سوالشازتواینباشد، چهکردیاوپرستیدت؟!
عاشقنشدیمکارنیکیبکنیم یااینکهگناهشیکوپیکیبکنیم عاشقشدهایمتابدانندهمه ماهمبلدیمجیکجیکیبکنیم!
یاد تو حس قشنگی ست که در دل دارم تو چه باشی چه نباشی نگهش می دآرم.
دار و ندارمو میدم که تو همیشه بخندی
همراهت می آیم تا آخر راه و هیچ نمی پرسم هرگز ! با تو اول کجاست با تو آخر کجاست ....
و تنت ، وطنم ... دستانت ، دنیایم ... چشمانت ، زندگیم ... بودنت ، سرنوشتم
این که بدانی کسی جایی به فکر توست و در گوشهی گرم و امنی از قلبش جایی برای تو نگه داشته به لحافی نرم میمانَد که دور خودت بپیچی و از سرما در امان بمانی ...
مه/ تا دید/ غرق راه رفتنت شده ام/ ترا/ در خودش /گم کرد.
درخت ِ نارنج پیراهنش رابا بهار گُل دوزی کرده است بازکن پنجره را نسیم اوازِ ان را منتشرمی کند
دلِ درخت پُرازشکوفه باد چشمک می زند
تازه بعد از تو به خود آمدم و فهمیدم که چه اندازه به دنیای تو وابسته شدم ...