محبوب من! شما نباشید، همهی بغضهای جهان در گلوی من است...
به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
سراسر نام ها را گشته ام و نام تورا پنهان کردم.... میدانم شبی تاریک در پی است و من به چراغ نامت محتاجم...
«آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنات روی طناب رخت باران را اگر که میبارد بر چتر آبی تو و چون تو نماز میخوانی من خداپرست شدهام»
آیداى خوب نازنینم! مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام. زندگى مجال نمى دهد: غم نان! با وجود این، خودت بهتر می دانی
تو بیا ... مست در آغوش من و دل خوش دار ... مستیَ ت با بغلت هر دو گناهش با من ...!!️ ️️️
جوابِ دوستت دارم، هیچی نیست جز این : جانا سخن از زبانِ ما میگویی؟ ️️️
جانا سرم از فکر تو خالیست،دلم راچه کنم؟ ️️️
من تا اذان مغرب به افق چشمانت خیره میمانم، و این روزه را با بوسیدنت افطار میکنم.. ️️️
خرید ضایعات بهانه است، کوچه، کوچه شهر را می گردم، بلکه تو را پیدا کنم
وقتی که پوستت : - ابریشم سپید تراوا - نیلوفرینه میشود از نیش بوسهها احساس میکنم بازرگان عطر و پرند و نورم در جادههای خُرم ابریشم
دیگر گمت نمیکنم! دنیا پر از آدمهایی است که همدیگر را گم گردهاند؛ ولی من دیگر گمت نمیکنم. .
تمام ترسم از این است که یک شب بخواهی به خوابم بیایی و من همچنان به یادت نشسته باشم ....!
تنها دلیل بهانه گیری های من این است که دلم میخواهد حواسَت پیشِ من باشد...
مادر تنها کسیه که میشه مهربونیه خدا رو باهاش تخمین زد...
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
قصد جانم کرده ای جانم فدای قصد تو
هر شب بدون بوسه جدا میشوی ز من انگار بر دهان تو فردا نوشته اند .
نیازمند لبت جان بوسه خواه من است نگاه کن به نیازی که در نگاه من است ز دیده پرتو عشق ار برون زند چه کنم دلی چو آینه دارم همین گناه من است
در حقیقت میشود با چشم هایت حرف زد شکل آدمهای دنیای مجازی نیستی...
هر جا که تویی؛ مرکز تصویر من آنجاست ️️️
مراقب من باش! از من فقط، تو مانده ای...
و شب نام دیگرآغوش توست وقتی که در حسی باشکوه میان اندام خاموشت خواب می روم ... ️️️
تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح